تبلیغات
مازندرانی(نکایی) ریکا

مازندرانی(نکایی) ریکا
مازندران قطعه ای از بهشت روی زمین 
صفحات جانبی

اتا اسب وسه تا نال کم دارنه

ترجمه فارسی : یک اسب و سه تا نعل کم دارد

مفهوم کنایی : چیزی در بساط ندارد اما آرزوهای بزرگ دارد

معادل فارسی: یک قرون دارم سبزی می خوام، مهمون دارم خیلی می خوام

اتا اودنگ چال ر هفتا شاپ مجنه

ترجمه فارسی : یک چاله ی آبدنگ را با هفت گام می پیماید

مفهوم کنایی : بسیار تنبل و محتاط است

معادل فارسی: میرزا میرزا رفتن – آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخت نزند

 

ابنا غل غل چو! ته دس و بال مه هیمه چو

ترجمه فارسی : ای درنای پا نازک و پا بلند! دست و بال تو مثل چوب خشک است

مفهوم کنایی : تو خالی و بی خاصیت هستی

معادل فارسی: طبل میان تهی است

 

آه مردم اثر کنده، سرِ شو نکارده سحر کنده

ترجمه فارسی : آه مردم اثر میکند، سر شب اثر نکند سحر اثر میکند

مفهوم کنایی : ستمگر به سزای کردارش می رسد

معادل فارسی: دیدی که خون ناحق پروانه شمع را  چندان امان نداد که شب را سحر کند

 

آمنه نو کوش دارنه، چه رفت و روش دارنه

ترجمه فارسی : آمنه کفش نو دارد، چه بیا و برویی دارد

مفهوم کنایی : تازه به دوران رسیده است. ندید بدید است

معادل فارسی: ندید بدید وقتی بدید زجا پرید

 

آمنه مار آمنه بزا،هنیشته دردونه بزا

ترجمه فارسی : مادر آمنه آمنه زایید، پس از این همه انتظار دردانه زایید

مفهوم کنایی : بچه ای لوس آورد

معادل فارسی: ناز پرورد تنعم نبرد به راه دوست

بیت متناسب : بچه ی خویش را به ناز مدار   نظرش هم ز کار باز مدار

 

آک کش، پلا ر لاک کش

ترجمه فارسی : آبکش برنج را تو لاک بریز (تا من بخورم)

مفهوم کنایی : بسیار تنبل است. کار را آسان می پندارد.

معادل فارسی: جان نکنده به تن است. آهنگری کاری نیست آهن را پهن کردی بیل می شود، درازش کردی میل.

 

آقا که سِره، یتیم رِ نصف نون وسه

ترجمه فارسی : آقا که سیر است برای یتیم نصف نان کافی است

مفهوم کنایی : فرادست نسبت به نیاز فرودست بی اعتناست

معادل فارسی: سیر از گرسنه خبر ندارد، سواره از پیاده

 

آقا شفیع تور دسه / تور دم بیه

ترجمه فارسی : دسته ی تبر آقا شفیع شده است

مفهوم کنایی : در کارش اراده ندارد. پیرو دیگران و وسواسی است

معادل فارسی: دهن بین است

بیت متناسب : این گره در کار من از سوزن عیسی فتاد   چاره جوییهای غم خوران مرا بیچاره کرد

 

آقا درویش نه راه پس دارنه، نه راه پیش

ترجمه فارسی : آقا درویش نه راه پس دارد نه راه پیش

مفهوم کنایی : از همه جا درمانده است

معادل فارسی: نه راه پس نه راه پیش- نه راه گریز نه دست ستیز

بیت متناسب : نه ز پس راه باید و نه زپیش    نه ز بیگانه در رسد نه به خویش

اوحدی

آقا بیاره غوزه، خانم مخمل بدوزه

ترجمه فارسی : آقا غوزه بیاورد تا خانم مخمل بدوزد

مفهوم کنایی : هنگامی که امکانات فراهم باشد کار پیش می رود

معادل فارسی: بی مایه قطیر است- از شما عباسی از ما رقاصی

 

آقا نوکر داینه، نوکر چاکر داینه

ترجمه فارسی : آقا نوکر دارد، نوکر چاکر دارد

مفهوم کنایی : ادای بزرگان را در می آورد و وظیفه اش را به دیگران محول می کند

معادل فارسی: نوکر ما نوکر دارد، نوکرش هم چاکر دارد

 

افتاب ر لو آیته

ترجمه فارسی : آفتاب را لگد زد

مفهوم کنایی : حقیقت روشن را با دروغ پوشاند

معادل فارسی: آفتاب را به گل اندودن

آغوز خوانی بخری و ونه چک چک ر نشتویی

ترجمه فارسی : می خواهی گردو بخوری و صدای شکستنش را نشنوی

مفهوم کنایی : رسیدن به خواسته ها با رنج همراه است

معادل فارسی: خربزه می خوری پای لرزش هم بنشین

آغوز/ آغوز روشائه

ترجمه فارسی : چوب (روشای) گردو است

مفهوم کنایی : بلند قد و لاغر است




طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:49 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهدی درخشانی منصورکوهی - ساکن شهرستان نکا - استان مازندران
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت