تبلیغات
مازندرانی(نکایی) ریکا

مازندرانی(نکایی) ریکا
مازندران قطعه ای از بهشت روی زمین 
صفحات جانبی

استکان ر بشتنه نالبکی دله،چمر کنده!

 

ترجمه فارسی :استکان را که درون نعلبکی بگذارند، شدا می کند

مفهوم کنایی :هرگاه حادثه رخ دهد صدایش در می آید.

معادل فارسی: ماه پشت ابر نمی ماند

اسرم علم بیه

ترجمه فارسی :عَلم اسرم شده

مفهوم کنایی :در جایی بیهوده ایستاده، باعث آزار است

 

استراباد نماز مه تک ر دوسه

 

ترجمه فارسی : نماز استراباد دهنم را بسته است

 

مفهوم کنایی :تعهد و رو دربایستی یا عوامل بازدارنده دیگرما را از این کار باز می دارد

معادل فارسی: خون دل می خورد آن کس که حیایی دارد

اسپی ر وکا دارنه ،سرخی ر چنگال

 

ترجمه فارسی : سفیدی را حواصیل دارد، سرخی را چغندر

مفهوم کنایی :به ظاهر کس بسنده نکن

معادل فارسی: نه هرکه به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست

اسپیج ور اشکم بزا!

ترجمه فارسی : شپش، شکمش را درید

مفهوم کنایی :آدمی بی چیزاست.

اسپه سووال منگوئه!

ترجمه فارسی : گاو ماده پیشانی سفید است

مفهوم کنایی :انگشت نما استم

عادل فارسی: گاو پیشانی سفید است

اسپه چش

ترجمه فارسی : چش سفید‍!

مفهوم کنایی: دریده و بی حیا

اسپه آش سر،مرغانه نیمرو نیل

ترجمه فارسی : بر آش سفید، نیمرو نگذار

مفهوم کنایی: وصله ناجورند با هم تناسب ندارند

معادل فارسی: کوشش بی فایده است،ووسمه بذ ابروی کور

 

اسب هاکردن، خربخردن!

ترجمه فارسی : کار کردن اسب و خوردن خر!

مفهوم کنایی برخی تلاش می کنند، برخی می آسایند

 

معادل فارسی: جان کندن لقمان، خوردن مغول

 

اسب مافوری خوانه، زن کتک!

 

ترجمه فارسی : اسب پوزه بند می خواهد، زن کتک!

 

مفهوم کنایی :برای پیشبرد هر کاری روشی ویژه لازم است!

معادل فارسی:که از بند گیرد بد اندیش پند!

اسب که ته نیه، پالون ام که ته دوش ر نزنده!

 

ترجمه فارسی : اسب که از آن تو نیست، پالان هم که شانه ات را زخم نمی کند!

 

مفهوم کنایی :نسبت به مال دیگران احساس مسولیت نمی کند!

معادل فارسی: مال مفت و دل بی رحم!

اسب نخری، پالون بخریه!

ترجمه فارسی : اسب نخریده،پالون خرید!

مفهوم کنایی :نخست به اصل، سپس به لوازم آن بپرداز!

معادل فارسی:اول چاه بکن بعد منار بدزد!

اسب ر هدا خر هایته، از خشالی پر هایته!

ترجمه فارسی : اسب را داده، خر گرفت از خوشحالی پر گرفت!

 

مفهوم کنایی :در دادوستد زیان دیده اما غافل است.

معادل فارسی: سگ داده و سگ توله گرفته است.

اسب سربار کشنه، مرد ر غیرت

ترجمه فارسی : اسب را سربار می کشد، مرد را غیرت!

مفهوم کنایی :انجام وظیفه و به جا آوردن تعهد، سنگین است.

اسب ر گم بکرده، نال دنبال گردنه!

ترجمه فارسی : اسب را گم کرده، به دنبال نعل می گردد

 

مفهوم کنایی :اصل را از دست داده، به دنبال فرع می گردد

.معادل فارسی: تبر را گم کرده، پی سوزن می گردد.

اسب ر اسب راه بور، گو ر گوی راه!

ترجمه فارسی : اسب را به روش اسب و گاو را به روش گاو راه ببر!

مفهوم کنایی :هر کس با زبان او و به نسبت وضعیت و فهمش برخورد کرد.

اسب خش ذات شه جو رِ شه زیاد کنده!

ترجمه فارسی : اسب خوش ذات جو خود را، خودش زیاد می کند!

 

مفهوم کنایی :صداقت و تلاش باعث ترقی است.

معادل فارسی: تا دانه نیفکنی، نروید

اسب ر اسب جا دوند،گو ر گوی جا!

 

ترجمه فارسی : اسب را جای اسب، گاو را جای گاوببند

مفهوم کنایی :بر پایه قاعده عمل کن و هر چیز را به جایش بگذار

اسب چار تا اینگ دارنه، سم کتندنه!

ترجمه فارسی : اسب چهار پا دارد، سم می کوبد

مفهوم کنایی :گاهی از انسان خطا سر میزند

معادل فارسی: انسان جایز الخطاست



طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 10:44 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهدی درخشانی منصورکوهی - ساکن شهرستان نکا - استان مازندران
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت