تبلیغات
مازندرانی(نکایی) ریکا

مازندرانی(نکایی) ریکا
مازندران قطعه ای از بهشت روی زمین 
صفحات جانبی

اوکش مازه!

 

ترجمه فارسی : زنبور آبکش است!

مفهوم کنایی :با همه تلاش و حسن نیت،پاداش بد می گیرد

(اولی بِن) هدائن!

ترجمه فارسی : سر را به زیر آب کردن!

مفهوم کنایی :نابود کردن.

 

اون که تِه فَنده، مه کال چرمِ بِنده!

 

ترجمه فارسی : آن چیز که فن توست، بندِ من است!

 

مفهوم کنایی :همه حیله ترفند ترا می دانم.

معادل فارسی: آن که استاد تو است، شاگرد من است

اون زمون ته خر زِنه، مه خر کره هم زنه!

 

ترجمه فارسی : آن موقع که خر تو می زاید، کره خر من هم می زاید!

 

مفهوم کنایی :وعده فردا به کارم نمی اید، اکنون نیازمندم.

معادل فارسی: آن وقت که دست داشتم نیامدی

او سِرجِه!

 

ترجمه فارسی : آب بسیار گل آلود است!

مفهوم کنایی :اوضاع وخیم است.

اوسار ول و ویل دارنه، هر کس شه ایل دارنه!

 

ترجمه فارسی : افسار هتک دارد، هر کس ایل و تبار دارد!

 

مفهوم کنایی :هر کسب به تبار و طایفه اش بیشتر گرایش دارد

 

معادل فارسی: اسب خوب از طویله بیرون نمی رود، دختر خوب از قبیله

اوسار بوس!

 

ترجمه فارسی : افسار گسیخته!

مفهوم کنایی :بی قید وآزاد، بی اعتنا به قانون

اوسار بزوئن!

 

ترجمه فارسی : افسار زدن!

مفهوم کنایی :مطیع ساختن، رام کردن

او روشن کر!

 

ترجمه فارسی : آب روشن کن!

مفهوم کنایی :میانجی.کسی که همواره به اختلاف دیگران پایان می دهد

او رِ نوینده، شناگر قابلیه!

 

ترجمه فارسی : آب نمی بیند،(وگرنه) شناگر قابلی است!

 

مفهوم کنایی :در وضعیت مساعد، ماهیت اصلی خود را نشان می دهد

معادل فارسی: خانه نشستن بی بی از بی چادری است

او رِ پِل بِن جا در کنده!

 

ترجمه فارسی : آب را از زیر پل عبور می دهد!

 

مفهوم کنایی :آدمی چاخان گو و بلوفزن است

معادل فارسی: پهلوان پنبه است

او رِ پرزو کنده!

 

ترجمه فارسی : آب را از صافی می گذراند!

مفهوم کنایی :بسیار وسواس و کنجکاو است

اوجیِ دِله مَهره!

 

ترجمه فارسی : مارِدرون پونه است!

مفهوم کنایی :آنجایی که انتظار نمی رود،سر راه سبز می شود

او خِرِمه کیله، نون خرمه پیله!

 

ترجمه فارسی : آب از جویبار می نوشم،نان از دامان می خورم!

 

مفهوم کنایی :منت دار کسی نیستم

معادل فارسی: آقای خودم هستم و نوکر خودم.

اوج پِشت لرزنه!

 

ترجمه فارسی :روی توده پوسته برنج لرزان است!

 

مفهوم کنایی :روی پای خود بند نیست، پا در هواست

معادل فارسی: پایش بر پوست خربزه است

او تِپه بهیه!

 

ترجمه فارسی :قطره آب شد!

 

مفهوم کنایی :ناپیدا شد

معادل فارسی: از میان رفتن و نابود شدن

او به امام ندنه،تش به یزید!

 

ترجمه فارسی :آب به امام نمی دهد،آتش به یزید!

 

مفهوم کنایی :بسیار خسیس وآزمند است

معادل فارسی: آب از دستش نمی چکد

او بع،پلو مع!

 

ترجمه فارسی : آب بع، پلو مع!

مفهوم کنایی :کم حرف و ساده لوح است

او اگه خاصیت داشتبو، وگ وِسه رسن بوسنده!

 

ترجمه فارسی : آب اگر خاصیت داشت، قورباغه می بایست ریسمان پاره می کرد!

 

مفهوم کنایی :به چیزهای کم مایه تکیه نکن

معادل فارسی: آب گر قوت داشت قورباغه نهنگ می شد



طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 10:42 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهدی درخشانی منصورکوهی - ساکن شهرستان نکا - استان مازندران
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت