تبلیغات
مازندرانی(نکایی) ریکا

مازندرانی(نکایی) ریکا
مازندران قطعه ای از بهشت روی زمین 
صفحات جانبی

این بشکسه دزک همه پرچیم سر کته !

ترجمه فارسی : این خمره کوچک گلی شکسته، بالای پرچین همه است!

مفهوم کنایی :هیچ کس را گریزی از آن نیست

معادل فارسی:این شتر در خانه همه می خوابد

این بامشی نابومِ شوئه ناگل گیر !

ترجمه فارسی : این گربه نه بام می رود نه موش می گیرد!

مفهوم کنایی :به هیچ کاری نمی آید

معادل فارسی:دست و پا چلفتی است

 

این او رِ این اودنگ وِنه !

 

ترجمه فارسی : این آب را،این آبدنگ باید!

 

مفهوم کنایی :این کار در خورِ اوست

 

معادل فارسی:هر کسی را غذای او باید داد

این او، این ارسیو رِ نگاردِنِه !

 

ترجمه فارسی : این آب، این آسیاب را نمی گرداند!

مفهوم کنایی :این دو موضوع در خور هم نیستند و با هم تناسب ندارند

این امامزاده، موجز ندارنِه !

 

ترجمه فارسی : این امامزاده معجزه ندارد!

 

مفهوم کنایی :کاری از او ساخته نیست.

معادل فارسی:به امید محسن منشین، محسن آب آور نیست

ایتّا وچه رِ گَت هاکن!

 

ترجمه فارسی : این یکی بچه را بزرگ کن!

 

مفهوم کنایی :به آنچه تعهد کرده بودی هنوز عمل نکردی تا کاری دیگر به عهده بگیری.

معادل فارسی: این را که زاییده ای بزرگ کن.

اویی که بپاته جم نوونه!

 

ترجمه فارسی : آبی که ریخت جمع نمی شود!

 

مفهوم کنایی :چیزی که از دست رفت، باز نمی گردد

 

معادل فارسی:امید نیست که عمر گذشته باز آید

 

اوی سر،چنگ ماله هاکردن!

 

ترجمه فارسی : روی آب به هر چیزی چنگ زدن!

مفهوم کنایی :از ناچاری به هر چیز پناه بردن

اوسرِ جروئه!

 

ترجمه فارسی : خاشاکِ روی آب است!

مفهوم کنایی :ادمی است که اراده و شخصیت مستقل ندارد

اوی دله رِ، پائه بزوئن!

 

ترجمه فارسی : بر آب پیکّه کوبیدن!

 

مفهوم کنایی :تلاشی بیهوده و بی ثمر کردن

معادل فارسی: آب در هاون کوفتن

اویِ جِ، کئی چلیک وِریجِیِه!

 

ترجمه فارسی : با آب، کدو سرخ کن!

 

مفهوم کنایی :بسیار زرنگ و تردست است

معادل فارسی: از ریگ روغن می کشد

اول شکار رِ بکوش، بعد تیر رِ بوش!

 

ترجمه فارسی : اول شکار را بکش، بعد تیر را رها کن!

 

مفهوم کنایی :هرگاه زمینه کار را فراهم کردی و به پیروزی مطمئن شدی، اقدام کن.

معادل فارسی: اول مردیت بیازمایی، آنگاه زن کن

اونی که دُوسّه، نمک اتّا انگوسِه!

 

ترجمه فارسی : آن که دوست است، یک انگشت نمک بسش است!

 

مفهوم کنایی :دوست واقعی حق نان و نمک نگه می دارد

معادل فارسی: دوست آن بِه که بی وفا نبود

اون هوروشتِ او بروشته!

 

ترجمه فارسی : آن چشم انداز را آب روبید!

 

مفهوم کنایی :اوضاع دگرگون شد

معادل فارسی: آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

اونوقت دوندی که یک من ماست چَندِه راغون دِنه!

 

ترجمه فارسی : آن وقت می دانی که یک من ماست چقدر کره می دهد!

 

مفهوم کنایی :سرانجام به تو می فهمانم

.معادل فارسی: آشی برایت بپزم که یک وجب روغن داشته باشه

اولای تولای، پیرزنای کَلای!

 

ترجمه فارسی : در این شرایط کمبود آب( پنجه) پیرزن هوس شوهر کرد!

 

مفهوم کنایی :در این دشواری اوضاع خواهشی بیجا می کند.

معادل فارسی: میان معرکه و خر خاری



طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 10:41 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهدی درخشانی منصورکوهی - ساکن شهرستان نکا - استان مازندران
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت