تبلیغات
مازندرانی(نکایی) ریکا

مازندرانی(نکایی) ریکا
مازندران قطعه ای از بهشت روی زمین 
صفحات جانبی
تپه نارنج باغ :
تپه نارنج باغ از تپه های باستانی مربوط به پیش از تاریخ است . وجود بنای آجری بزرگ تا سال 1349 بر روی آن در منابع تاریخی آمده است . این تپه در ضلع شمالی شهر با چشم اندازی زیبا قرار گرفته است ، در حال حاضر روی این تپه پارک تفریحی زیبایی با سایر امکانات تفریحی از آن استفاده می شود . این تپه به خاطر داشتن امکانت مناسب و زمینه دید مناظر شهر و اطراف آن از روی این تپه مسافران و شهروندان زیادی را به سمت خود می کشاند .
ساحل مروارید :

طول سواحل نکا ، در نقشه جغرافیایی حدود 5کیلومتر است ، متاسفانه اغلب آن در اختیار سازمان ها ، کارخانه جات و نهادهای دولتی است . اما به هر ترتیب ساحل مروارید نکا با امکانات مناسب و ساخت و سازهایی نظیر آلاچیق سرویس بهداشتی ، دوش آب ، امکانات اقامتی ، قهوه خانه ، پارک کودک ،امکانات قایق سواری و ... از ساحل خوب و نمونه منطقه است که مسافران زیادی از سایر نقاط کشور از این ساحل استفاده می کنند . همچنین ساحل زاغمرز ، گهرباران و دیگر سواحل دولتی و رسبز با درختان توسکا در اطراف ساحل مروارید ، زیبایی خاصی به سواحل منطقه بخشیده است .

امامزاده عبدالله اطرب :

از آثار تاریخی و زیارتی مشهور و ثبت شده شهرستان نکا ، امامزاده عبدال... روستای اطرب است . این بنای تاریخی در داخل روستای اطرب واقع شده است ، ساخت این بنای آجری مربوط به قرن نهم هجری قمری است هر ساله مسافران زیادی برای زیارت و سیاحت به این امامزاده مسافرت می کنند . وجود درختان قدیمی در اطراف بنای امامزاده و نیز نما و معماری این مکان از جذابیت بالایی برخوردار است . نیز بسیاری از مردم اعتقاد خاصی به این امامزاده دارند ، و بیشتر مورد توجه گردشگران زیارتی قرار می گیرد .

غار باستانی کمیشان(کلت):

قدمت این غار باستانی به عصر میان سنگی (عصر که انسانها در غارها زندگی می کردند ) مربوط است ، باستان شناسان معتقدند انسانهای اولیه 7000 تا 12000 سال پیش در این غار و سایر غارهای اطراف زندگی می کردند . غار کمیشان در ضلع جنوبی روستاهای خانه سر و کمیشان ، در روی تپه های آهکی سمت راست جاده سراسری نکا- بهشهر واقع شده است . کشف آثار تاریخی متعدد از جمله شهر تاریخی مهروان و تپه های سرسبز در اطراف ، و نیز نزدیک بودن به جاده سراسری می تواند مسافران زیادی را به توقف وا دارد .

رودخانه و منطقه جنگلی کوهسار کنده :

منطقه زیبا و جنگلی و سرسبز اطراف روستای کوهسار کنده از تفرجگاه های مشهور شهرستان به حساب می آید . گذر رودخانه ای زیبا از این منطقه و نیز جنگلی سرسبز از درختان گونه خزری پذیرای هزاران مسافر از سایر نقاط است. فاصله به نسبت نزدیک منطقه به شهر را می توان از امتیازات آن به حساب آورد که بسیاری از شهروندان نکایی و سایر شهرهای اطراف و نیز مسافران و مهمانان خارج استان از این منطقه جنگلی برای گذراندن روزهای تعطیل خود استفاده می کنند .همچنین از دیگر جاذبه های گردشگری روستا کوهسارکنده را می توان به امامزاده جعفر در این روستا اشاره کرد که به جهت کوه پایه ای بودن و درختان آزاد اطراف منطقه مناسبی برای سیاحت و زیارت به شمار می آید .

پارک جنگلی و چشمه آب معدنی قرمرض :

چشمه آب معدنی قرمرض یکی از مشهورترین نقطه گردشگری شهرستان نکا به شمار می رود . این چشمه در فاصله 10 کیلومتری شهر نکا در میان روستاهای زرندین علیا و درویشان در جنگلی بسیار زیبا واقع شده است . معروفیت این چشمه به خاطر خاصیت درمانی (کلیوی) آب آن بوده ، که بسیاری از هموطنان را وادار کرده ، تا از سایر نقاط کشور برای نوشیدن آب این چشمه به منطقه سفر کنند . در سال های اخیر طرح گردشگری در اطراف چشمه از سوی شهرداری و اداره کل میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری در حال اجرا است ، و با احداث سرویس بهداشتی ، قهوه خانه ، آلاچیق و ... در اطراف چشمه توجه مسافران را بیشتر جلب کرده است . پارک جنگلی اطراف چشمه قرمرض به مساحت 30 هکتار با همکاری منابع طبیعی و اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری ، به عنوان منطقه نمونه گردشگری به تصویب رسید ،که طی سالهای آتی بر اهمیت آن افزوده می شود .

منطقه گرگتج :

روستای گرگتج و رمندانخیل را می توان از روستاهای جذاب دهستان به حساب آورد . وجود آثار تاریخی امارت اربابان رمدانی ها در روستای گرگتج از آثار دیدنی و گردشگر پذیر منطقه است . این خانه بزرگ از آثار معماری دوران قاجاریه است و به دلیل پیچیدگی در معماری داخلی و ... از جالب ترین ساختمان های موجود شهرستان است همچنین چشمه معروف بین این روستا و روستای رمدانخیل مورد توجه گردشگران است .

نهالستان چلمردی:

یکی از نقاط مشهور گردشگری نکا نهالستان چلمردی است . این نهالستان شامل جنگلهای زیبا در اطراف روستای چلمردی است . این منطقه در طول سال به ویژه در روزهای تعطیل میزبان شهروندان و مسافران زیادی است ، که تمایل دارند روز تعطیل را در دامن طبیعت سپری کنند . وجود رودخانه ای زیبا جنگل انبوه از برجستگی این نهالستان است . این نهالستان به جنگلهای انبوه مسیر روستاهای بالا دست متصل است ، که از نکات جالب توجه بوده و زیبای خاصی به منطقه بخشیده است . روستای چلمردی هم از مناطق تاریخی نکا است.
روستای چلمردی هم از مناطق تاریخی نکا است و امامزاده خاتون (دختر مشهد) در این روستا زبانزد اهالی است . زراعت توتون در این روستا و روستاهای اطراف از شهرت خاصی برخوردار است .

چشمه خربسوت :

چشمه معروف خربسوت در جنگل منطقه چلمردی و کرداب واقع شده است . در حدود یک کیلومتر بالاتر از عبور کرداب (جاده چلمردی به روستاهای بالا دست هزار جریب) چشمه زلال با آب خنک در منطقه زیبای جنگلی تشکیل شده است . واقع شدن چشمه خربسوت در میان جنگلهای انبوه ، قرار گرفتن در مسیر جاده توجه بسیاری از گردشگران را به خود جلب می کند .

چشمه مریو :

یکی از چشمه های مشهور مسیر جاده لایی به بندبن در اطراف ورودی فرعی روستای لیمونده ((مریو)) نام دارد اغلب سرنشینان اتومبیل هایی که از این جاده می گذرند دوست دارند توقفی در کنار این چشمه و منظره ی زیبا داشته باشند . چشمه مریو با آب بسیار گوارا از پای کوه روستای لیمونده سرچشمه گرفته است . وجود چشمه ای پر آب و خنک در پای کوه و رودخانه ای زیبا و زلال در کنار آن و منطقه  سرسبز و دل ربا در اطراف مکان بسیار مناسبی برای اقامت گردشگران است .


منطقه استخر پشت :

در مسیر نکا به سمت هزار جریب ، در سه راه بندبن ، راهی به سمت دهستان زارم رود ، و مسیر سمت راست وارد منطقه استخرپشت می شود . این مسیر از کنار منطقه جنگلی و نهالستان ترویجی ((ونمک)) می گذرد . نهالستان و نمک دارای استخر مصنوعی و چشمه ، محل رویش نهال های پژوهشی جنگلی است . در این نهالستان آبشار بسیار زیبا در کنار چشمه ای واقع شده است که از نقاط گردشگر پذیر منطقه است . روستای استخر پشت ، مرکز دهستان استخر پشت  بخش هزارجریب شهرستان نکا در پای ضلع غربی رشته کوه سوچلما ، و شمال رشته کوه واریان و نیز جنگل های وسیع منطقه در اطراف آن واقع شده است . در جنوب روستا ، استخری به مساحت ده هکتار و مرغزار و شالیزار اطراف ، توجه هر گردشگری را به خود جلب می کند . روستاهای منطقه استخر پشت شامل : سارم ، استخرپشت ، حسین آباد ، اریم ، دریم، ایویم  ، درزیکلا، در میان کوه های سرسبز واویان  ، کوه سوچلما ، کوه شیت و کوه پوروا ( کوه سه راه بند بن ) قرار دارند و این مناظر عامل جذابیت این منطقه شده است . امامزاده محمد (نقل از اهالی امام موسی کاظم (ع) ) دارای امکانات اقامتی ، چشمه آب معدنی ، مناظر تفریحی و مکانی سیاحتی و زیارتی در نزدیکی استخر روستای استخرپشت واقع شده است . به نقل از پژوهشگران محلی در ضلع غربی استخر پشت ، بقایای ده مرزامن وجود دارد ، که مربوط به سالهای 700 هجری قمری است در حال حاضر این منطقه به نام مزرعه بردم مشهور است . بقایای موجود در کنار امامزاده محمد ، که وجود آرامگاه شیعیان مرزامن را نشان می دهد یکی از آثار آن است . از دیگر اماکن زیارتی این روستا امامزاده مطلب است که در مکانی خوش آب و هوا در قسمت مرتفع و در یک کیلومتری این روستا واقع شده است . به طور کل منطقه استخر پشت به جهت واقع شدن در کنار استخر زیبا ، کوههای سرسبز ، رودخانه زیبای درم رود و نیز فاصله به نسبت نزدیکتر به مرکز شهرستان از اماکن معتبر گردشگری شهرستان در سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری مطرح است .

امامزاده قاسم چهار سو :

آستانه امامزاده قاسم در اطراف روستای چرمی یا همان منطقه ای که اکنون به چهار سو مشهور است ، واقع شده است . بنای این امامزاده مربوط به دوره قاجاریه است و جزو آثار ثبت شده اداره کل  میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری است . قرار گرفتن این امامزاده در نقطه زیبا و سرسبز در مسیر ارتباطی استخرپشت – ارم ، و رودخانه زیبای ارم ، این مکان را به یکی از مشهور ترین مکان زیارتی سیاحتی مبدل ساخته است . این امامزاده از نوادگان امام زاده زین العابدین بوده  که در سال 250 هجری به همراه صالح بن زید بن امام موسی کاظم (ع) از این منطقه عبور می کردند به شهادت رسید .این مکان به چهار سو معروف است ، که در رابطه با این نام روایت های مختلف نقل می شود . از جمله اینکه در گذشته مرکز حاکمیت منطقه چهارسوق شهر بود . محققان محلی می گویند چهار سو در گذشته به صورت کاروانسرایی ، محل داد و ستد مردم منطقه بوده است و بازرگانان شهرهای مازندران دامغان و سمنان داد و ستد و خرید و فروش و قراردادهای تجاری خود را در این جا می گذاشتند از طرفی این چهار راه ارتباطی مسیر فرعی مازندران به سمنان بود . مسیر چرمی سیکا – کیاسر – سمنان و مسیر چرمی - ارم  -دامغان و مسیر چرمی به سایر شهرهای مازندران که در چهار سو هم می رسیدند . چهار سو به عنوان نقطه مرکزی روستاهای منطقه بوده  و اطراف آن را روستاهای سوچلما ، چرمی ،مرس بزرگ ، مرس کوچک ،سنگر،اسماعیل محله تشکیل می دهند ، و نیز قبرستان برخی از این روستا ها از دیرباز در همین مکان بوده است . امروزه چهار سو ، یکی از جالب توجه ترین جاذبه گردشگری به لحاظ اجتماعی را داراست . هزاران نفر از اهالی روستاها ی اطراف چهار سو و سایر مناطق دهستان طی یک سنت همه ساله در یکی از روزهای تعطیل فصل بهار، در این نقطه و کنار امامزاده قاسم گرد هم می آیند و ضمن زیارت امامزاده ،آیین مذهبی خاصی را به نمایش می گذارند .در این روز برنامه های متنوعی برای همه سلیقه ها بر حسب مقتضیات زمان اجرا می شود . اجرای کشتی پهلوانی و دیگر مسابقات ورزشی و سیاحتی تا مراسم تعزیه خوانی و عزاداری و نشست بزرگان روستاها برای ارائه راه کارهای بهتر توسعه منطقه جزو برنامه های این روز از گذشته تا کنون بوده است در روز ((چهار سو سر )) همه شرکت کنندگان مراسم در پای سفره بزرگ به هم پیوسته که غذایش را هر یک از خانواده ها با خود می آورند نشسته و ناهار دسته جمعی صرف می شود در این روز مردم منطقه ضمن گرامیداشت امامزاده قاسم ، در طول یک روز بهاری (قبل از شروع کارهای کشاورزی ) دید و بازدید دوباره انجام داده و در خصوص برنامه ریزی کار با هم تبادل نظر می کنند .اما  مراسم چهار سو به دلیل گستردگی و جعمیت قابل توجه از چند روستا ، یکی دیگر از جاذبه های گردشگری از لحلظ آداب و رسوم منطقه به حساب می آید .

امامزاده پنج تن ارم :

یکی از معروف ترین جاذبه های  زیارتی و گردشگری منطقه آستانه امامزاده پنج تن ارم است که سالانه هزاران نفر از مشتقان و گردشگران زیارتی و سیاحتی را نزد خود دعوت می کند . بنای امامزاده پنج تن از بناهای معماری دوره قاجاریه است . اکنون این اثر یکی از آثار ثبت شده شهرستان نکا در اداره کل میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری است . در امامزاده پنچ تن مقبره پنچ نفر از متدینین و امامزادگان شیعه قرار دارد . امامزاده پنچ تن ارم در سمت شمالی این روستا واقع شده است . قبل از ورود به روستای ارم جاده فرعی سمت چپ را چند کیلومتری تا بالای کوه بایستی طی کرد ، تا به امامزاده رسید و از این مکان گردشگری بر روی یکی از ارتفاعات منطقه واقع شده است و منطقه مناظر بسیاری از نقاط اطراف دهستان استخرپشت و حتی دهستان زارم رود جذابیت بالایی دارد در کنار امامزاده پنچ تن  قبرستان قدیمی و معروف ارم واقع شده که درختان بسیار کهن و تنومند این قبرستان و زمینه دید مناظر اطراف بر گردشگرپذیری این نقطه افزوده است . بعضی معتقدند عمر چند درخت به حدود 1000 سال نیز می رسد .

منطقه سیکا مرس :

روستاهای سیکا و مرس ، جنوبی ترین روستاهای شهرستان و بخش هزار جریب است که مسیر فرعی آن در محدوده سوچلما ، از جاده استخرپشت – ارم جدا می شود روستاهای مرس کوچک و مرس بزرگ در ضلع شمالی کوه ببر چشمه از مناطق چلم کوه قرار گرفته اند و روستای سیکا کمی پایین تر در شیب دره ای رو به جنوب واقع شده که روبروی آن کوه های دراشه قرار گرفته است . روستای سیکا با بخش چهاردانگه ساری و روستای چورت و در نهایت شهر کیاسر هم ارتباط دارد . قرار گرفتن مسیر امامزاده یحیی ، منطقه زیبای جنگلی اطراف چلم کوه ، قله نیل کوه و کوه گچ چال ، منطقه تفریحی کلنگاه چشمه و منطقه تفریحی گردره در جنوب روستای مرس بزرگ و نیز چشمه های زیبای اطراف و نقاط ییلاقی و خنک برای فصل تابستان و ... عاملی است تا هزاران مسافر هر ساله از این مسیر تردد کنند ، تا با زیبایی های منطقه آشنا شوند . کشت زراعت سیب زمینی در منطقه مرس و معدن شن این روستا از شهرت خوبی برخوردار است .

امامزاده یحیی سیکا :

امامزاده یحیی سیکا از اماکن مهم گردشگر پذیر منطقه هزار جریب بوده که در منطقه جنگلی کوهستانی و ییلاقی روستای سیکا بر روی کوه های ببر چشمه  واقع شده است . وجود آب آشامیدنی خنک ، سرویس بهداشتی ، کلبه هایی برای اقامت مسافرین ، برق سیار و ... در مرکز جنگل و ارتفاعات انبوه مسافران را از سایر نقاط کشور به خود می کشاند . بسیاری از مردم شهرها و روستاهای اطراف برای زیارت این امامزاده و نیز برای در امان ماندن از گرمای تابستان به اینجا مسافرت می کنند در سال های اخیر به خصوص ایام تعطیلات فصل تابستان ، جنگل منطقه امازاده یحیی مملو از جعمیت برای اقامت موقت در شب ها و روزهای متوالی می شود . بر روی مقبره امامزاده یحیی این مطلب نوشته شده است : (( بعد از شهادت امام رضا (ع) در سال های 859 الی 889 هجری امامزادگان یحیی ، ابراهیم و زکریا ، فرزندان جعفر بن عبدالله بن زید بن یحیی بن صالح ابن امام موسی کاظم قیام نمودند و در شهرهای مور هزار جریب در دوران مامون دستگیر و به شهادت رسیدند . علویان در آن زمان به امام زادگان پناه داده و مقاومت می نمودند . شجره نامه امام زادگان یحیی در کتابخانه امام رضا (ع) مشهد موجود است )) اما نویسنده کتاب تشیع مزارات شهرستان ساری این شجره نامه را رد کرده و معتقد است امام موسی کاظم (ع) را فرزندی بنام صالح نبوده تا از او یحیی و زید به وجود آید .  این کتاب خفته در امامزاده یحیی را سید جلیل القدر یحیی ابن الحسین الاصغر بن امام سجاد (ع) ذکر نمود و آمده است وی با برخی از بنی اعمام خود در سپاه حسن بن زید داعی در طبرستان بودند همچنین به نقل از کتاب فوق بعید نیست زید بن عبدالله بن علی بن محمد بن جعفر و ابراهیم بن ابراهیم بن اسماعیل منقذی در کنار وی مدفون شده باشند .برای رسیدن به امامزاده یحیی می بایست از جنگل های انبوه و استثنایی روستای سیکا و مرس گذشت که از منحصر به فرد ترین و انبوه ترین جنگل صنعتی کشور (گونه ی راش ) است . منظره جنگل های بسیار تنومند و زیبا توجه بسیاری را به خود جلب می کند . در ضلع جنوبی قله ای که امامزاده یحیی واقع شده  رودخانه ای زیبا جاری است که به دره ببر چشمه معروف است . این رود خانه در مسیر خود آبشارهای کوچک پشت سر هم زیادی دارد که از جذابیت خاصی بر خوردار است دره ببر چشمه به سمت جنوب  و کیاسر جریان دارد .

کلنگاه و گردره :

منطقه جنگلی ، و گاو سرای قدیمی کلنگاه از نقاطی است که مسافران زیادی را به خود جلب کرده است با طی حدود 10 کیلومتر از جنگل های انبوه امامزاده یحیی مرتع کلنگاه با پوشش درختچه ای نمایان می شود این مراتع در حد جنوبی روستاهای مرس و تلم قرار گرفته است و با پیاده روی از مسیر جنگلی این روستاها امکان رسیدن به این منطقه وجود دارد . جنگل زیبا و گاه درختچه های مرتعی و چشمه معروف ((قلقل چشمه)) (به معنی جوشش و فوران آب چشمه ) منطقه ییلاقی و خنک کلنگاه را خلق کرده است و به هر گردشگری که در گرمای تابستان به مسافرت کرده ، جانی دوباره می بخشد . کوه های زیبا گاه سرسبز و گاه عریان و روبه روی این منطقه تفریحی و جنگلی ((گردره)) با چشمه مشهور آن که در سمت شمالی کلنگاه (ورودی از راه مالرو روستای مرس) واقع شده  بسیاری از مسافران را به سمت خود می کشاند .

چلم کوه و قله نیل کوه :

منطقه وسیع واستپی چلم کوه از زیبا ترین جاذبه های توریستی شهرستان است . کوههای 2500 متری چلم کوه  در نواحی جنوبی هزار جریب و دهستان استخر پشت واقع شده است . با گذشت چند کیلومتر از منطقه تفریحی کلنگاه مرتع چمنی و وسیع چلم کوه از نزدیک قابل رویت است . چلم کوه به دلیل فاصله به نسبت کوتاه راه ارتباطی ماشین رو و مناظر زیبا توجه بسیاری از گردشگران آشنا به منطقه را به خود جلب کرده است قله نیل کوه یا نیله کوه با 2706 متر ارتفاع در همین کوها قرار گرفته است . از طریق وسایل نقلیه می توان تا گردنه های قله کوه پیش رفت  سپس با دقایقی پیاده روی به راحتی می توان بلندترین قله دهستان استخر پشت و یکی از بلند ترین قله های شرق مازندران را فتح کرد . دیدن مناظر اطراف از چلم کوه بسیار لذت بخش است . با صعود به قله نیل کوه این مناظر رویایی تر به نظر می رسد .این منطقه یکی از زیستگاه های اصلی مرال (گاو کوهی) و شوکا بوده و از مناطق شکار ممنوع سازمان حفاظت محیط زیست به شمار می آید همچنین درخت نادر و زیبای (( سرخدار )) در اطراف چلم کوه دیده می شود . در چلم کوه انواع گیاهان کوهی به خصوص بوته گون در بهار و تابستان منظره بسیار زیبایی دارد از دیگر جاذبه های رویایی نیل کوه مناظر ابرهای منطقه است . این منطقه به لحاظ شرایط خاص آب و هوایی دارای رطوبت و بارندگی کمتری بوده و اغلب روزهای تابستان ابرها ی آسمان روستاهای هزار جریب در گردنه کوه به نظر میرسد به طوری که اگر شخصی در نقاط مرتفع چلم کوه همانند نیل کوه باشد این ابرها را در زیر پای خود احساس می کند و گاهی مشاهده می شود که کل مناطق پایین دست تمام ابری و بارندگی است اما آسمان چلم کو صاف و خورشید از بالای ابرها بر مرتع چلم کوه می تابد. برف زمستان تا ماه ها بعد نیل کوه را سفید پوش نگه می دارد بناهای سنگ چین برای استراحت دام ها گله های بز و گوسفند در فصل تابستان چشمه های فراوانی که در جای جای مرتع جاری است از دیگر جاذبه های منطقه چلم کوه است چلم کوه اگر چه به نظر می رسد حدود 80 کیلومتر با مرکز شهرستان فاصله دارد اما از جاذبه های توریستی رویایی منطقه شرق مازندران است و نسبت به سایر کوه های مشابه در فاصله ای نزدیکتر و با امکان دسترسی آسان تری قرار دارد .       



طبقه بندی: جاذبه های گردشگری شهرستان نكا،
[ 1391/04/16 ] [ 09:01 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
آوازهای گوناگون مازندرانی
هرایی و چله‌هایش


نظام شكارچیان ، آواز و دوتار
نظام شكارچیان بدون شك مهم‌ترین موسیقیدان گدار منطقه به حساب می‌آید. وی ، كه اوایل انقلاب از دنیا رفت ، تاثیر عظیمی بر موسیقی شرق مازندران برجا گذشته است . بسیاری از دوتار نوازان امروزی او را الگوی فایل تقلیدی برای موسیقی دوتار در شرق می‌دانند . در این ضبط، نظام شكارچیاان اواز با وزن آزاد هوایی را اجرا می‌كند كه به احتمال قوی از فرهنگ های موسقیایی همسایه‌ی مازندران به عاریت گرفته شده است. اشعار این آواز عموماً به زبان فارسی است . در ضمن ، هرایی اصولاً مقدمه ای است برای آوازهای موزونی كه در پی آن می‌آیند ، و به همراه هوایی ، همچون یك مجموعه (بگوئیم سوئیت) اجرا می‌شوند . این آوازها ، كه به آنها چله ها یا شاخه های هوایی می‌گویند ، گاه هم از نظر مد و هم از نظر ریتم با هم تفاوت دارند در این ضبط فقط بخشی از این چله ها آمده است .


سوت داوری


یزدان فیوج ، آواز و دوتار
نمونه‌ی یك سوت شرقی كه توسط یزدان فیوج اجرا شده است. در این سوت نام چند شخصت دیگر برده می‌شود كه حداقل یكی از آنها ، حجت غلامی ، م وضوع یك سوت جداگانه به همین نام است.
اشعار دو بند آخر :
یك روز نیشت بیمه اما اما اتاق بالا یك روز در اتاق بالا نشسته بودیم .
بدیمی قاصد پاكت بیارده ، اونجا دیدم قاصد پاكتی به آنجا آورد
بدیمه دارنه پاكت سلطانی امضا دیدم پاكت امضای سلطان را دارد
بنویشته رسول شما بین بالی آ رسولی نوشته شما بیائید بالا
دعوت دارنه شمار كاركنده ملا در محله‌ی كاركنده شما را دعوت كرده اند .
اول صب بن هدا بیمه بریا اول صبح من بر پا داده بودم
وچا خار همه كنین یار خانه اسبا گفتم بچه ها اسب هاتان را آماده كنید
مسلسل سبك و بهیرین همرا مسلسل سبك را همراه بیاورید.
حجت غلامی بمانه سر پاسگاه حجت غلامی سر پاسگاه بماند .
آیه پاسگاه برار نووئه تنها ]تا[ پاسگاه ما تنها نباشد برادر .
سوت حسین خان



نورمحمد طالبی: آواز ، احمد محسن پور ، كمانچه
سوت ها آوازهای موزون روایتی اند كه اشعار آنها در وصف (یا از زبان) شخصیت های تاریخی است .
این شخصیت های تاریخی ، غیر از یكی – دو نفر ، همه از یاغی های دوران بی‌ثباتی حاكمیت مركزی، در زمان گذار از حكومت قاجار به حكومت پهلوی‌اند. سوت حسین خان ،‌با اشعار فارسی ، به نظر می‌رسد كه در اصل سنگسری باشد.


صنم شرق


محمد رضا اسحاقی : آواز و دوتار
روایت دیگری از صنم شرق كه به همراه دوتار اجرا می‌شود . اسحاقی امروز یكی از مهمترین دوتار نوازان مازندران است . وی به دنبال صنم قطعه ای موزون اجرا می‌كند كه خود او آن را قطعه ای ضربی مربوط به این آواز به حساب می‌آورد. به اعتقاد اسحاقی همه‌ی آوازهای با وزن آزاد مازندرانی حداقل یك قطعه‌ی موزون به همراه داند.

صنم و نجامی شرق


محمد حسن طالبی، آواز
محمد حسن طالبی زوج صنم – نجمای شرق را دو نوبت پی در پی اجرا می‌كند و برای هر نوبت یك بند دوبیتی از صنم را بلافاصله به یك بند دوبیتی از نجما پیوند می ‌زند. در صنم سبك آوازی – گفتاری قابل توجه است.

حقانی مركز


نور محمد طالبی : آواز،‌احمد محسن پور ، كمانچه
حقانی كه به نام صنم نیز مشهور است آواز دیگری است با اصل غیرمازندرانی كه روی اشعار فارسی خوانده می‌شود . در این ضبط ، كه یك بند از حقانی اجرا شده است تم فقط یك بیت را می‌پوشاند و برای بیت دوم تكرار می‌شود .
نجمای مركز


نور محمد طالبی : آواز ، احمد محسن پور : كمانچه
نجما آوازی است كه در بعضی از نقاط دیگر ایران نیز خوانده می‌شود . اگر ملودی آن دارای ویژگی های مازندرانی است . مضمون آن اصل مازندرانی ندارد. خاستگاه این آواز روایتی كه اشعار آن فارسی و عروضی است و ظاهراً باید به صورت نقلی – آوازی اجرا شود احتمالاً منطقه فارس است در این اجرا ، كه تم یك بیت را می‌پوشاند ، نور محمد طالبی دو بند از این آواز را اجرا می‌كن

امیری غرب


همت صیادی نژاد: آواز
شیوه‌ی آوازی – گفتاری در این امیری نیز بسیار برجسته است اما فرود نهایی همانند فرود امیری مركز است . در ضمن ، پس از امیری یك دوبیتی (در این جا عروضی) بر روی یك ملودی كوتاه خوانده می‌شود كه محسن پور آن را دنباله امیری می‌نامد
گلی نارمه گل افشان ها كنم من
مالی نارمه ته قربون ها كنم من
در این دنیا دارمه یك جان خالی
اگر خواهی ته قربون ها كنم من
امیری و طالبای شرق


قربانعلی رضایی : آواز
امیری در شرق با تحریرهای كمتر و به صورت آوازی – گفتاری (cantabile-parlando) اجرا می‌شود.
در ضمن ، برخلاف مركز ، گستره‌ی صوتی از یك اكتاو ***** نمی‌كند ، و فرود نهایی آن یك چهارم بالاتر از فرود نهایی امیری مركز است . در ضبط حاضر ، قربانعلی رضایی ، خواننده ای از حوالی بهشهر ، پنج بند از امیری را كه در كه به شكل گفتگو میان امیر و گوهر است . به طالبا وصل می‌كند . در شرق هر مصرع طالبا به دو قسمت تقسیم و در هر قسمت بر روی تم مشابهی خوانده می‌شود.
امیر بوته (امیر گفت):
بورین و بهورین ام البنین زارد بروید و بگوئید زاری ام البنین را
بیه بوینه عباس نامدارد بیاید و ببیند عباس نامدار را
غیرت بوینین یك پیر و د مارد غیرت را ببینید از یك پدر و مادر
جنگ دشمن دست تهیته برارد در جنگ با دشمن از برادر دست نكشید
گوهر بوته (گوهر گفت ) :
امیر كل سركار من توكلیه ای كل امیر كار من توكل است
توكل بر خدا مدد من علیه توكل بر خدای ، مدد من علی است
جو گندم بكاشتمه و رفلك بوریه جو و گندم كاشتم فلك آن را برید
دنیا كسی غصه خورنه و نه بی عقلیه كسی كه در این دنیا غصه بخورد از بی عقلی است

امیری كوتاه و بلند و طالبا (مركز)


ابوالقاسم خوشرو: آواز ، حسین طیبی ، لله وا ، نصیر شیردل ؛ دوتار ، جمال ابوطالبی : دوتار

لطف الله سیفی : دف (به جای دست دایره)
آواز روایتی امیری ، كه اشعارآن منصوب به امیر پازواری ،‌شاعر نیمه افسانه ای مازندران است ، در هر سه ناحیه‌ی شرق و غرب و مركز به شكل های مختلف اجرا می‌شود . در ضبط حاضر ابواالقاسم خوشرو دو نمونه از روایت مركزی آن را ارائه می‌كند . امیری اول ،كه در آن تم تنها یك بیت را می‌پوشاند ، توسط خبرگان موسیقی منطقه ، امیری بلند نامیده می‌شود. امیری دوم ، كه بلافاصله پس از اولی می‌آید، نوع كوتاه این آواز است كه در آن تم تمام بند را (در اینجا شامل سه بیت) می‌پوشاند.
امیری ها به طالبا ، آواز و روایتی موزونی كه بنا به اعتقاد موسیقیدنان منطقه داستان زندگی طالب آملی را نقل می‌كند ، وصل می‌شوند . اشعار این آواز منسوب به سنی النسا‌، خواهر طالب آملی است .
بخشی از شعر طالبا :
رشتی الیجه را بدوجم قوا با رشتی الیجه ] نوع پارچه[ قبا بدوزم .
سبو برم می‌ربزنم چوقا با موی بره‌ی سیاه چوقا ] نوع لباس[ بسازم
بورم بازار بهیرم چرخی لم كلا بروم بازار كلاه نمدی چرخی بگیرم
چوی تن دیپچم سونه طالبا به چوب بپوشانم و شبیه طالب را بسازم
دور دور هماچم و بكنم تامشا دورش قدم بزنم و تماشا كنم
سر و همسرون مه رنكنین سركو سرو و همسران مرا سركوفت نزنید

ولگه سری




كیقباد میردار منصور پناهی ، آواز
آواز با وزن آزادی است كه تنها در غرب خوانده می‌شود . و جای كتولی را در این ناحیه می‌گیرد . به اعتقاد محسن پور نوعی تلفیق كتولی و امیری است . ولگا به معنای برگ و سرپسوند مكان است .
ولگه سر ، به معنای جایی است كه جنگل پایان می‌یابد .
اوراز ولگه سر وسه نووئه ولگه سر كنار اوراز ] نام آبشار[ بسته نشود
عزیزجان كه انه خسته نووئه عزیز جان كه می‌آید خسته نباشد
اگر خسته بوه دوش بار ر بیرم اگر خسته شد من بار دوشش را بردارم
چرما چرب سر شلوار بیرم كفش و جورابش را هم در‌آورم
همه گنه الان سر بهار همه می‌گویند كه در الان سر بهار است
لشكرك سرچال غرق شكار لشكرك سرچال پر از شكار است
خدا خراب ها كنه روزگار خدا خراب كند روزگار را
مه قسمت بینه لب دریا ر كه قسمت مرا لب دریا گرفت

 كتولی شرق گله حال و لیلا خانم


اصغر اتولی (كتولی) : آواز قدر اتولی: كمانچه
دو موسیقدان سرشناس گدار ، پدر و پسر ، با كمانچه و آواز ، روایت شرق كتولی را به كل حال و كیجا جانی به نام لیلا خانم پیوند می‌دهند. یك دوبیتی كامل بر ملودی كتولی و یك دوبیتی مستقل دیگر به علاوه‌ی ك تك بیتی بر روی كله حال خوانده می‌شود. به نظر می رسد كه در شرق ، نزد خوانندگان ، گرایش نسبتاً مشخصی به صدای گرفته و پرفشار وجود دارد. بسیاری از كیجاجان های مازندرانی به امتداد ملودیكی مزین اند كه اغلب نام دختر جوانی بر روی آنها خوانده می‌شود و آن را گوشواره می‌نامند . در اینجا ، گوشواره موتیف پایانی جملات موسقیایی است كه بر روی دو واژه‌ی لیلا خانم اجرا می‌شود .
بند اول لیلاخانم؛
اگر عالم بسوزه بره ورمه (لیلا خانم) اگر عالم بسوزد تو را می‌برم
اگر خدا نكشه بره ورمه (لیلا خانم) اگر خدا مرا نكشد تو را می‌برم
مره بورد بینه بشهر زندون (لیلا خانم) مرا به زندان بهشهر برده اند.
زندون چه در امبه باز تره ورمه (لیلا خانم) از زندان در می‌آیم و تو را می‌برم
كتولی و كله حال مركز


مسیب یعقوبی : آواز
كتولی –كله حال دیگری از مركز كه به شكل قطعه ی قبل خوانده می‌شود . با این تفاوت كه در اینجا ظاهراً هر سه بیت خوانده شده مربوط به شعر واحدی است . شیوه‌ی بسیار پرانرژی و پرتنش مسبب یعقوبی در اجرای این آواز ، به ویژه تحریرهای او كه سیر آن پیوسته با «ضربه‌های گلو» قطع می‌شود. قابل توجه است .
راسه سر سی واجونكا مقوم بلندهای صحراست و آوای بم گاونر جوان
كارد منه كمر ولله مه دهون كارد به كمر من است و نی در دهانم
گور پیش كامبه من سمت مازرون گاو را به سمت مازندران پیش می‌رانم
فراوون هاكنم شیر سر و راغون سرشیر و روغن فراوان تهیه كنم .
شیر سر و راغون ورمه زن مارون سرشیر و روغن را نزد مادرزن می‌برم
زن مار مه جه قهر و نومزه پشیمون مادرزن با قهر و نامزدم پشیمان است
كتولی و كله حال مركز1


شعبان نیكخو ، احمد محسن پور ، كمانچه
كتولی ها و كیجا جان ها عموماً بر روی اشعار دوبیتی اجرا می‌شوند . در اینجا . شعبان نیكخو نوعی كتولی اجرا می‌كند كه بیت نخست دوبیتی آن بر روی ملودی كتولی و بیت دوم آن بر روی نم كله حال خوانده می‌شود. پس از اجرای دو بیتی ، خواننده تم اخیر را برای تك بیت «های بروهای نشو من همدم ته / ته گل نوبهار من شبنم ته» (بیا نرو ، من همدم توام / تو گل نوبهاری و من شبنم توام) نیز ، كه می‌تواند همچون یك برگردان در زنجیره‌ كتولی ، كله حال ها به كار برده شود . تكرار می‌‌كند‌.
شعر كتولی:
كتولی بخوندم مه یار كتوله كتولی بخوانم ، یار من كتول است.
كتولی بخوندم مه منزل دوره كتولی بخوانم ، منزل من دور است
كتولی بخوندم بورم ولایت كتولی بخوانم ، بروم ولایت
شه یار دست دارمه شیرین شكایت از دست یارم شكایت های شیرین دارم

كتولی مركز و كرماشو (شب گرگ و میش)



نور محمد طالبی ،‌آواز احمد محسن پور، كمانچه
یكی از مهم ترین خواننده های مركز ، به همراهی كمانچه‌ی یك از برجسته ترین خبرگان موسیقی منطقه روایتی از آواز كتولی مركز را به كیجا جان كرماشو پیوند می‌دهد. شعر كتولی اجرا شده از زمره اشعار مازندارنی است كه وزن آن با وزن عروضی دو بیتی های فارسی مطابقت می‌كند . شیوه‌ی خوانندگی طالبی پرانرژی ،‌قوی و پرتنش است ؛ تنها ویژگی‌هایی كه می‌توان در منطقه‌ای همچون مازندران ، با تنوع چشمگیر شیوه های خوانندگی ، وجه مشترك تقریباً همه‌ی آواز خوانان به حساب آورد . بندهای دوم و سوم اشعار كرماشو به قرار زیر است :
سگ نال بن دو سوئه ته گره تو امشو پرو
سگ زیر ایوان بسته است . قربانت گردم امشب بیا
مه گته مار سخت اشتوئه ته گره ت امشو برو گوش مادر بزرگم سنگین است
گت برار محله شوئه ته گره تو امشو برو برادر بزرگم به محله می‌رود
خرد برابر مست خوئه ته گره تو امشو برو برادر كوچكم مست خواب است .
امشوی هوای كرماشوئه ته گره تو امشو برو هوای مشب گرگ و میش است
ایوون چراغ مشب سوئه ته گره تو امشو برو چراغ ایوان پرنور است 



طبقه بندی: آوازهای گوناگون مازندرانی،
[ 1391/04/16 ] [ 08:51 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
سوغات مازندران گلیم بافى، جاجیم بافى، ظروف سفالى، ظروف و مجسمه هاى چوبى و نمدبافى از مهمترین صنایع دستى استان مازندران محسوب هستند كه عمدتا در نواحى كوهستانى استان تولید و در سراسر منطقه عرضه میشوند. در این میان محصولات چوبى و نمدبافى از شهرت بیشترى برخوردارند.

برنج، مركبات، مرباها و ترشیجات از مهمترین مواد غذایى هستند كه بعنوان سوغاتى مازندران محسوب میشوند.



طبقه بندی: سوغات استان مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:49 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

انتخاب همسر

در گذشته های دور به ندرت پسران حق انتخاب همسر آینده ی خود را داشتند و پدر و مادرها بودند كه در این مورد تصمیم می گرفتند البته آنان ابتدا تصمیم خود را در مورد دختر مورد نظر با پسرشان در میان می گذاشتند و پسر حتی اگر مخالف بود در بسیاری از مواقع به خاطر حجب و حیا مخالفت خود را اظهار نمی داشت. اگر پدر و مادری به پسر پیشنهاد انتخاب همسر می دادند(البته نه خودشان بلكه با فرستادن پیغام برای پسرشان) باز هم اتفاق می افتاد كه پسر همه ی اختیارات و انتخاب همسر را به پدر و مادرش واگذار می كرد

گاهی اتفاق می افتاد كه پسری از سربازی می آمد و می دید كه دختری را برایش نامزد كرده اند او هم با كمال میل می پذیرفت. گاهی هم پسران به خاطر اهمیت موضوع ترجیح می دادند كه بزرگترهایشان مسؤولیت این امر خطیر به عهده بگیرند


كیجا اش یا دختر دیدن

پس از اینكه دختر مورد نظر انتخاب شد مادر پسر یا یكی از زنان اقوام كه تردست هم بود به بهانه ای به منزل دختر می رفت و چند ساعتی آن جا می ماند

او خركات دختر را زیر نظر می گرفت و بعد برمی گشت در صورت قطعی شدن تصمیم زنی را به عنوان "رافع" و راه باز كن به نزد مادر دختر می فرستادند. مادر دختر هم می گفت:"اختیار دختر دست پدرش است چند روز مهلت بدهید تا با پدر دختر در میان بگذارم". بعد از چند روز رافع مراجعت می كرد. اگر خانوده ی دختر مخالفت می كردند مادر دختر اظهار می داشت:"این آب از این جوی نمی رود". و یا می گفت: "این حرف را

همین جا بگذارید زیر فرش ". معنی اش این بود كه ما به شما دختر نمی دهیم . بزرگان قوم را به جان پدر دختر می انداختند تا بالاخره جواب ((بله)) بگیرند و اگر مصر نبودند با اندكی دلتنگی و كدورت از خانواده دختر پی كار خود میرفتند .

خازندی یا خواستگاری

بعد از انجام كارهای اولیه و موافقت خانوادهی دختر از طرف خانوادهی پسر شبی برای خازندی تعیین می گردید و این موضوع از قبل به اطلاع پدر دختر می رسید. در شب خواستگاری پدر پسر چند نفر ار بزرگان فامیل و یا ریش سفیدان محل را دعوت می نمود. معمولا شام را دز خانه پسر می خوردند و بعد از شام به اتفاق هم به منزل دختر می رفتند. پدر دختر هم به همین نسبت از بزرگان فامیل دعوت به عمل می آورد و در خانه منتظر مهمانان بود.

بعد از ورود مهمانان و تعارفات معمول صرف چای و میوه بزرگترین فرد فامیل داماد ته طور رسمی مساله خواستگاری را مطرح می نمود. معمولا جمله را بسیار خاضعانه ادا می نمود و می گفت: پسر فلانی را به فلامی خود قبول كنید و یا آقای فلانی (پدر داماد)از شما دس مره و یا قلیون اوكر می خواهد.

فامیل دختر برای گفتن بله به یكدیگر تعارف می كردند و بالاخره پدر دختر بله را می گفت و همه ی حضار صلوات می فرستادند و مادر دختر از همه با چای شیرین پذیرایی می نمود.
نامزدی

اره سری یا قند شكنی

یكی دو شب بعد از خواستگاری مراسم اره سری برگزار می شد كه در نقاط مختلف مازندران متفاوت بود.

در بعضی نقاط اگر داماد سید بود شال سبزی از طرف خانواده ی داماد پهن می شد و یك انگشتری نقره هم روی آن قرار می دادند. اگر داماد سید نبود باز هم یك قواره پارچه از جنس شال غیر سبز رنگ پهن می نمودند .

در نقاطی هم یك قواره پارچه به عنوان نشانه در مجمه ای قرار می دادند و به خانه عروس می بردند. كله قند پای تقریبا ثابت همه ی >> اره سری <<ها بود . در شب اره سری از طرف خانواده داماد یك نفر شیخ یا پا منبری خوان برای جاری كردن صیغه ی محرمیت دعوت می شد و پس از خواندن دعای مخصوص با چكش كله قند را می شكست. مادر عروس در سینی ای كه معمولا با یك بقچه ی زیبا تزیین شده بود یك قواره پارچه پیراهنی و یا دستمال و جوراب مردانه می گذاشت و به مجلس می برد كه این هدیه سهم كسی بود كه كله قند را شكست. تكه های كله قند را به مادر عروس می دادند تا عروس خانم آن را با خود به خانه بخت ببرد و با داماد نوش جان كند.

در مراسم "اره سری" معمولا مهریه و شیربها و مدت نامزدی و چند و چون مراسم شربت خوری و یا عقد كنان مطرح می شد.

اگر خانواده عروس برای تهیه جهزیه پول و یا لوازم زندگی مطالبه می كردند معمولا از اصل مهریه كم می شد. مثلا قید می كردند از كل مهریه 500 تومان 200 تومان گرفته و 300 تومان نگرفته . البته این مبلغ و این رسم بر می گردد به حدود صد سال پیش.

لوازم مورد مطالبه معمولا دو دسته بودند :

1) مجمعه با ظرف:شامل یك مجمعه ی مسی و 6 عدد بشقاب و 6 عدد كاسه و یك عدد دیس و یك دست قاشق. كاسه و بشقاب معمولا مسی و یا لعابی بودند.

2) سماور با ظرف: شامل سماور و قوری و سینی چای و استكان و نعلبكی و قندان



عروس خانم یك متكا و یك جاجیم بافته ی خود را به آ ن اضافه می نمود و در مجموع یك صندوق چوبی وسیله ای بود كه بار یك اسب می شد و جهزیه عروس را تشكیل می داد. در بعضی از نقاط رسم بر این بود كه مادر یا خواهر بزرگ داماد انگشتری هم به دست عروس خانم می زد. عروس و داماد تا روز عقد كنان در هیچ كدام از مراسم حضور نداشتند . در بعضی نقاط عروس و داماد تا روز عروسی چهره همدیگر را نمی دیدند.

 وظایف خانواده داماد در هنگام نامزدی

اگر در دوران نامزدی اعیاد و یا روزهای خاصی وجود داشت خانواده ی داماد وظایفی داشتند كه باید به فراخور وضع مالب خود به آن عمل می كردند.

مثلا قبل از عید نوروز شیر و بره و نان خانگی و حلوا و یك قواره پارچه برای عروس خانم می فرستادند. شیر و بره شامل سه من (9 كیلو) شیر و یك بره بود كه بره را خانواده ی عروس شب عید می كشتند و ته چین درست می كردند.

مادر عروس هم یك سبد تخم مرغ رنگ شده برای خانواده داماد می فرستاد. قبل از عید قربان هم گوسفندی برای قربانی به خانه عروس فرستاده می شد. برای شب تیر ماه سیزه تمام سور و سات این شب شامل پیسه گنده و پشت زیك و میوه و نان خانگی و حلوا و دختر دونه بهمنزل عروس فرستاده می شد. در روز عید بیست شش مادر داماد به خار خون بازار رمی رفت و هدایایی برای عروس خود می خرید و به منزل آنها می برد.

از مشخصه های دیگر دوران نامزدی این بود كه عروس و داماد كمتر یكدیگر را ملاقات می كردند. اگر ملاقاتی صورت می گرفت پنهانی و دور از چشم بزرگترها بود به خاطر اینكه حجاب كردن در مقابل دیگران خصوصا بزرگتر ها حرمت نگه داشتن محسوب می شد.

عروسی
مقدمات عروسی

هنگامی كه موعود عروسی نزدیك می شد خانواده ی داماد نزد پدر عروس می رفتند تا با كسب اطلاع از آمادگی آن ها و موافقت شان در مورد چگونگی برگزاری مراسم ازدواج به گفت و گو بپردازند

خانواده ی عروس مخیر بودند كه به هر دلیل روز عروسی را عقب بیندازند. وقتی كه قرارانجام مراسم عروسی گذاشته شد پدر داماد باید هزینه ی عروسی را تامین می كرد و به فكر انجام این مهم می شد.

خرج بار

وسایلی بود كه از طرف خانواده داماد برای پذیرایی از مهمانان عروس به خانه آنان فرستاده می شد. خرج بار شامل برنج و گوسفند و كره و زعفران و كشمش و نمك و زرد چوبه و فلفل تا برف و صابون و حنا برای شب حنا بندان می شد.

اوستی برش

به همراه خرج بار یك یا چند قواره پارچه برای عروس برده می شد. یكی از زن های فامیل عروس یا داماد با قیچی برشی به پارچه می زد و بقیه به عنوان رو نما پولی هدیه می كردند كه به عروس می رسید.

بار سری خاله

به همراه وسایلی كه از طرف داماد به خانه عروس می فرستادند زنی معتمد به منزل عروس می رفت و در همان جا می ماند و در روز عروسی همراه عروس بر می گشت.

خمیر او دینگوئن

در بعضی از نقاط مازندران ، رسم بر این بود كه چند روز قبل از عروسی ،مادر عروس روزی را به خمیر درست كردن و نان پختن برای عروس اختصاص می داد . همسایه ها و اقوام به آن جا رفته ،پولی به عنوان هدیه به عروس می دادند.

مجمه وری
در بسیاری از نقاط مازندران به خصوص در روستاها مراسم مجمه وری مرسوم است.

یك روز قبل از عروسی ،اقوام دور و نزدیك و همسایه های داماد طبق قرار قبلی و ساعتی معین سینی بزرگی كه محتویات آن به قرار زیر است را بر سر می گذارند و پشت سر هم از هر كوچه و برزنی به طرف خانه دامادبه راه می افتند و چشم اندازی زیبا به وجود می آورند . محتویات مجمعه عبارت است از كله قند، یك بسته چای ، یك جعبه شیرینی ،3 تا 4 كیلو میوه ،یك جعبه دستمال كاغذی و یك پاكت كه داخل آن امروزه حدود پنج هزار تومان پول به عنوان هدیه می گذارند . كسانی كه مجمعه آوردند بعد از صرف چای و شیرینی و حلوا به خانه خود باز می گردند .

این مراسم در روستا هایی كه از قدیم مرسوم بوده ،امروزه پر رونق تر از پیش بر گزار می گردد.

چتر سری
زمانی بود كه آرایشگر در منزل عروس حضو پیدا می كرد، اولین كاری كه می كرد این بود كه در جمع فامیل های نزدیك ،موهای جلوی یر عروس را با قیچی كوتاه می كرد. حاضرین پولی داخل پیش بند عروس می گذاشتند كه به آن چتر سری می گفتند. چتر سری به عروس و یا آرایشگر می رسید ،بعضی مواقع هم بین آن دو تقسیم می شد.

درزی ولاج(خیاط عروسی)

ولاج(ویلاج) به معنای عروسی می باشد.در خانه ی داماد سه تا هفت روز عروسی بودهو در تمام این مدت بساط خیاط پهن بود. در این مدت علاوه بر دوختن لباس عروس و داماد ،لباس های بقیه ی اقوام هم دوخته می شد. موقع برش كردن لباس عروس و داماد ، خیاط خطاب به اطرافیان می گفت كه: قیچی نمی برد، و این جمله به معنای درخواست پول به عنوان هدیه بود كه به آن مقراض تكی می گفتند. خیاط در آخرین روز عروسی چرخش را جمع می كرد.

لباس داماد و عروس

لباس داماد عبارت بود از كت و شلوار و جلیقه و پیراهن سفید كه همه را خیاط (درزی) در خانه داماد می دوخت. علاوه بر این، داماد كلاهی نمدی به نام شب كلا بر سرش می گذاشت.

لباس عروس شامل یك كت مخمل یا ترمه ،یك پیراهن حریر رنگارنگ ، یك روسری بزرگ گلدار به نام گل شفتالو ، یك چادر سفید و یك كله پوش بود. روی چادر سفید را با پول و سكه های مخصوص تزئین می كردند. كله پوش كه شبیه روسری بود را از پارچه عالی و گران قیمت تهیه می كردند و روی چادر بر سر عروس می گذاشتند. كله پوش سر و صورت را تا حدود كمر می پوشاند.


 وسایلی كه از طرف خانواده ی عروس برای داماد فرستاده می شد.

یك یا دو روز قبل از عروسی ،از طرف خانواده ی عروس بقچه یا چمدانی برای داماد برده می شد كه در آن وسایل استحمام داماد ،پیش بند سفید اصلاح و لوازم سلمانی به اضافه ی كمربند، جوراب و كیف پول بسته به وضع مالی خانواده عروس به عنوان تبرك اسكناس می گذاشتند.

حنابندان

حنابندان هم در مازندران سابقه ی دیرینی دارد و همانند امروزه در شب عروسی برگزار می شد، اما به شكلی ساده. عروس در جمع دوستان جوان خود وداماد هم در منزل خود و در بین جوانان محل جشن حنا بندان را بر پا می كرد.

بر كف دست داماد حنا می گذاشتند و پسران دم بخت با انگشت از كف دست او حنا بر می داشتند و معتقد بودند كه با این كار بخت شان زودتر باز می شود.

همین مراسم در خانه ی عروس هم اجرا می شد و تا پاسی از شب گذشته به جشن و پایكوبی می پرداختند.

عروس حمام و داماد حمام

در صبح روز عروسی ،داماد و دوستانش با جشن و پایكوبی از خانه داماد به طرف حمام به راه می افتادند. یكی دو نفر از دوستان نزدیك داماد همراه وی وارد گرمابه می شدند و بقیه جلوی حمام به جشن و شادی و رقص و آواز ادامه می دادند. بعد از استحمام داماد ، برایش گلپر دود می كردند و بر سرش نقل و پول خرد می ریختند و او را به خانه بر می گرداندند .

همین كار برای عروس هم اجرا می شد. زنان و دختران همراه عروس به حمام می رفتند و در آن جا آن قدر پایكوبی می كردند تا عروس از همام خارج شود ،سپس او را با سلام و صلوات به منزل می آوردند.

این مراسم امروزه تقریبا منسوخ شده است.

هدیه روز عروسی

در آخرین روز عروسی یعنی روزی كه عروس را به خانه داماد میبرند ، در خانه داماد مهمانی مفصلی داده می شد و مهمانان پس از صرف نهار و چای و میوه تقاضای مجمع می كردند . اول ریش سفیدان و بعد بترتیب بقیه حاضرین پولی را به عنوان هدیه در آن مجمع می گذاشتناد كه در واقع زیر بنای اقتصادی خانواده را محكم می كرد . به فردی كه اول هدیه می كرد و به مقدار پول او (( سر هدیه )) می گفتند .

دیوار پیچ

در خانه داماد اتاقی را به عروس و داماد اختصاص میدادند . قبل از آمدن عروس ، دیوار اتاق را با پارچه گلدار (( كودری)) تزئین میكردند ، كه به آن دیوار پیچ میگفتند و عروس بعدا با آن برای خود لباس می دوخت .

مراسم اصلاح داماد
[b]بعد از نهار و جمع كردن پول (هدیه)نوبت به اصلاح صورت و موی سر داماد میرسید . در وسط حیاط خانه داماد جشن و پایك.بی براه بود و یكنفر بعنوان آرایشگر داماد دست بكار میشد و سر و صورت داماد را اصلاح میكرد . اعضای خانواده داماد و همه حاضرین پولی بعنوان چشم روشنی در پیشبند داماد میگذاشتند كه معمولا آن پول بین داماد و آرایشگر تقسیم میشد . بعد در همان حیاط لباس دامادی بر تن داماد می كردند و جشن میگرفتند .
بركت بنی

مادر عروس بهمراه عروس یك ظرف مسی بزرگ برنج می فرستاد كه عروس خانم باید هنگام ورود به خانه داماد لگدی به آن بزند و آن را داخل خانه بریزد . یك نفر برنج را جمع كرده ، به عنوان صدقه به نیازمندی میدهند . معتقدند كه این كار بركت خانه را زیاد میكند .

طریقه بردن عروس به خانه داماد

برای بردن عروس داماد بخاه آنها نمیآمد در روز عروسی بعد از صرف نهار عروس را لباس پوشانده چادر و كله پوش بر سرش میگذاشتند پدر و مادر عروس او را سوار اسب مینمودند برادر عروس و یا یكی از محارم افسار اسب را در دست می گرفت كه به آن فرد جلودار میگفتند . یك نفر هم بعنوان همراه در كنار اسب عروس حركت میكرد و بقیه فامیل پشت سر انها حركت میكردند و با هلهله و شادی بطرف خانه داماد میرفتند در نیمه راه به یك منطقه سرسبز یا دشت وسیع كه میرسیدند داماد و چند تن از دوستانش سوار بر اسب از راه میرسیدند و داماد جلوی عروس خانم مانوری میداد و یك مشت نقل و نبات بر سر عروس میریخت و یا شیش میزد .

رونمای داماد به عروس

بعد از ورود عروس خانم به منزل قبل از آنكه داماد كله پوش را از روی عروس بردارد باید پولی را بعنوان رو نمای بعروس خانم میداد تا صورتش را به او نشان دهد عروس آنقدر سر پا می ایستاد تا مادر شوهر برای نشاندن او بیاید و معمولا مادر شوهر به عروس خانم میگفت (( پسر مار بوی )) . عروس باید صبح زود فردای عروسی از خواب برمیخواست و صبحانه آماده میكرد و پای سماور مینشست و از خانواده داماد و میهمانها پذیریئی میكرد آنان هم پولی بعنوان هدیه به عروس خانم میدادند .

خلعت عروس

خلعت هدایائی است كه مادر عروس برای اقوام نزدیك داماد تهیه میكند و در چمدانی قرار داده و همراه عروس به خانه داماد میفرستد .

به سلام رفتن عروس و داماد

سه روز پس از عروسی عروس و داماد به خانه پدر عروس رفته و عرض ادب میكردند و رو نما میگرفتند كه پول یا كادو بود و بعد به خانه اقوام نزدیك عروس و داماد میرفتند و همه پول یا انگشتر یا كادو میدادند .

دس كله رفتن عروس
بعد از اتمام مراسم سلام عروس خانم وارد مرحله جدی زندگی خود میشود و باید تدارك شام مفصلی را ببیند و از نزدیكان خود و داماد پذیرائی بعمل آورد در واقع باید هنر آشپزی خود را بنمایش بگذارد . اگر آشپزی او خوب بود مادرش راضی و خوشحال می شود وگر نه موجب سرشكستگی و شرمندگی اش میشود .

غافلگیر نمودن عروس در شب دس كله

در زمان قدیم سند رسمی ازدواج مدتی بعد از ازدواج در دفاتر ثبتی نوشته میشد و داماد از فرصت استفاده میكرد و جهت كم كردن مهریه از عروس امتیاز میگرفت زمانیكه برنج بر روی آتش در حال جوشیدن بود داماد كفگیر را از ذست همسرش میگرفت و میگفت اگر فلان قدر مهریه ات را كم نكنی نمیگزارم برنج را آبكش كنی آنوقت پلو شل میشود و آبرویت جلوی مهمانها میرود و یا داماد و یا مادرش كاتی را میكشیدند و عروس را پشت بام گیر می انداختند و می خواستند تا مهریه اش را كم كند تا كاتی را سر جایش بگذارند تا پائین بیاید در آن وقت عروس یا مجبور به قبول كردن میشد و یا قبول نمیكرد و با وساطت دیگران بنفع عروس قضیه خاتمه پیدا میكرد .



طبقه بندی: عروسی در مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:49 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
آغوزكا یا گردو بازی:
ازیكنان گردو ها را دو به دو روی یكدیگر چیده و هر یك به نوبت با گردویی به نام كل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیكنان باید به تیره او بزنند هر كسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می كند.
چلیك ماركا :

بازیكنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تكه چوب یا چلیك و و چوب بزرگ یا ماركا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب كوچك را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب كوچك كی زنند و آن را به طرف بالا پرت می كنند . چوب هر یك از بازیكنان كه مسافت بیشتری را طی كند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.
رزین كا:

رزین وسیله چوبی به شكل Y است كه تكه نوار لاستیكی به دو سر انتهای چوب بسته می شود. بازیكن با گذاشتن سنگ لای لاستیك و كشیدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب می كند و گنجشك شكار می كند.
ریسمان بازی:

از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالبا" در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یك نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانك در پایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدن روی دوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانك نیز در پایین با درآوردن شكلك و حركات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می كند بعد از پایان نمایش شیطانك در بین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می كند از صاحب خانه نیز پول و شیرینی می گیرند.
كشتی لوچو:

كشتی لوچو از كشتی های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این كشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت كار روستاییان ، انجام می شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز كشتی لوچو برگزار می شود و جایزه برنده یك راس گاو است كه توسط اهالی خریداری می شود.
برای مسابقه دو نفر از كشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شوند در این كشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست ، سرچنگك و ضربه زدن به كتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. كشتی گیری كه در این دو هفته تمامس حریفان را شكست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.
گاوجنگی:
از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر كلا شهرستان نور است كه به زبان محلی تشك جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یك هفته بعد از اتمام كشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها وشهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و كرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.
« سوچلا» یا شكار به روش سنتی در آب بندان :

یكی از راه های درآمد روستاهای مركزی مازندران شكار پرنده به روش سنتی در آب بندان به هنگام كم آبی است. اواسط پاییز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابی و... از نقاط سردسیر به سواحل دریای مازندران كه دارای آب و هوای معتدل است، مهاجرت می كنند و بیشتر در آب بندان ها كه به علت كشت شالی ، محل مناسبی برای تغذیه پرندگان است، ساكن می شوند.این شكار از اوایل پاییز هر سال تا 15 اسفند در شب های تاریك بدون تیراندازی با وسایل شكار سنتی و رعایت مقررات محلی انجام می شود. در این مدت آب بندان قرق و تیر اندازی در فاصله 500 متری اطراف آن ممنوع می شود. این نوع شكار توسط تور و بیشتر در روستاهای گل نشین، سیدمحله، زرین كلا، لاریم و مشك آباد در مسیر جاده ساری – بابلسر از طریق جاده خزر آباد انجام می شود.
صید سنتی به روش « روز دما » :

شكار به روز روز دما معمولا" در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشی به آبگیرها در روز انجام می شود. برای این كار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشی، اردك ها تربیت شده را در محل صید نگه داری می كنند تا به محیط اطراف عادت كنند. سپس در محل مورد نظر گودالی به مساحت حدود 20 متر مربع حفر می كنند. روی گودال توری به صورت عمود قرار می دهند كه به نخی بسته شده است. سر دیگر نخ را صیاد به دست می گیرد با ورود پرندگان وحشی به منطقه اردك های ترتیب شده به جمعپرندگان وحشی می پیوندند و آنها را به طرف گودال می كشانند . سپس صیاد نخ را می كشد و تور روی گودال می افتد و پرندگان به دام می افتند.


طبقه بندی: بازی های محلی مازندرانی،
[ 1391/04/16 ] [ 08:47 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
آداب و رسوم مردم مازندران
مازندران از آداب،فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل آریایی برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه و به دلیل علاقه به دین و مذهب آن زمان (زرتشتی) مراسم مذهبی و باستانی  بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می گردید، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی زرتشتی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندران با آداب اسلامی در آمیخته و بنا بر این شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.
نوروز خوانی
(زبان مازندرانی: نِئرو بَخونی ئی)
نوروز خوانان معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌‌خواند، یک نفر ساز می‌‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌‌خواند: 
باد بِهارون بِیَمو / نِئروز سِلطون بِیَمو
مژده هادین دوستان رِ / گل بیَمو گلستون رِ
بهار آمد بهار آمد خِش آمد / علی با ذولفقار آمد، خِش آمد
نِئروزتان نِئروز دیگر / شِه ما رِ سال نِئ بووئه مِوارِک
صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ ،نخود و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.
چهارشنبه سوری
(زبان مازندرانی: پدرام سروش)
از مراسم به جامانده در سرزمین های آریایی (ایران و مازندران)، چهارشنبه سوری است که در پایان چهارشنبه هر سال برگزار می‌شود. صبح روز چهارشنبه آش هفت ترشی، درست می‌کنند. آشی که هفت نوع ترشی مانند آب نارنج، آب لیمو، آب انار، سرکه، گوجه سبز، و آب ازگیل در آن می‌‌ریزند و بعد از آماده شدن بین همسایه‌ها پخش می‌کنند غروب روز می‌‌خوانند با آرزوی شادی و خوشی برای خود و خانواده خود از روی آتش می‌‌پرند. آنها می‌‌خوانند : چهارشنبه سوری کِمّی پارسال دَسوری کِمّی، امسال دَسوری کِمّی
عید نوروز
(زبان مازندرانی: نِئرو زِ عِید)
هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی که به عنوان مادِرمه انتخاب شده با مجمعی که در آن قرآن، آیینه، آب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود چهارگوشه اتاق‌ها را آب می‌‌پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می‌‌گذارد و شاخه‌های سبز (درخت آلوچه) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌‌گذارد. دراین روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با ماهی،مرغ یا گوشت درست می‌کند. علاوه بر آن غذایی به عنوان خیرات برای اموات می‌‌پزند و بین مردم پخش می‌کنند. در غروب شب اول سال به این اعتقاد که چراغ خانه آنها همیشه روشن و نورانی باشد، به سر در خانه‌ها شمع یا شعله آتش آویزان می‌کنند.
جشن نوروز ماه
(زبان مازندرانی: نِئرو ما شو)
مردم مازندران در اواخر تیر ماه خورشیدی (26 نورُز ماه گاهشمار مازندرانی- تقویم طبری) جشنی به نام نوروز ماه دارند وقتی که اولین محصول برنج زودرس رسید بعد از جمع آوری و درو با همان برنج غذا درست می‌کنند و درخارج از روستا جشن پایان کار می‌‌گیرند. این مراسم درست مانند سیزده به در است و اعتقاد دارند که این روز را حتما" باید بیرون از روستا به سر برد در واقع این جشن یک نوع سپاسگزاری به درگاه خداوند است.
برای تماشای فیلم مراسم سنتی "فردینه ماه شو" بر روی گزینه "دریافت فیلم" راست کلیک نمایید و گزینه Save Target As را انتخاب نمایید.
مراسم سیزدهم تیرماه
(زبان مازندرانی: تِرما سِزدِ شو)
از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده است که در اواسط آبان هر سال برگزار می‌شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد. می‌گویند پیروزی کاوه بر ضحاک و آرش کمانگیر و جشن مهرگان است. در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگترها سپری می‌کنند جوانان هم با در دست داشتن ترکه‌ای بلند که کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده است. همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند به آنها پول، میوه، شیرینی داده می‌شود.هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه‌ها شروع به حرکت می‌کند این اشعار را می‌‌خواند: لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ما ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه، لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی که شیرینی پیس کنده می‌‌خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوا نمی‌شود، لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید.
آرش کمانگیر
در برخی دیگر از نقاط مازندران نیز آن را منسوب به پرتاب تیر آرش از آمل به سوی ملک توران که موجب پایان بخشیدن به جنگ های چند ساله ایران و توران گردید می دانند و آن را در 12 تا 15 ماه تیر ( بسته به اعتقادات محلی ) و همین طور بنابر تقویم مازندرانی یا تقویم خورشیدی جشن می گیرند، شایان ذکر است که تیرما سیزده شو بسیار پابرجاست و از اهمیت ویژه ای برخوردار است و هرگز فراموش شدنی نیست هرچند در مورد آن اختلافات زیادی وجود دارد.
آیین سنتی ۲۶ عید ماه
آیین ویژه سنتی ۲۶ عید ماه طبری هر سال در تاریخ ۲۸ تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار می‌شود. در روستای امامزاده حسن سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام می‌شود این رسم به جشن مردگان نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمان‌های قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه ضحاک پادشاه را در سرزمین مازندران و در دماوند کوه به بند می کشد، مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته‌ها به یکدیگر اطلاع می‌‌دهند. و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه کشتی این پیروزی را گرامی می‌‌دارند. امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می‌‌آیند و علاوه بر خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه کشتی سنتی لوچو می‌شوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد می‌‌آیند و به مصاف هم می‌‌روند.در مناطق جلگه‌ای جشن مردگان در آرامگاه‌ها برگزار می‌شود.
مراسم چاه برف
(زبان مازندرانی: وَرف رِ چال)
یکی از مراسم قابل توجه در ارتباط با آب در روستای اسک واقع در جاده هزار مراسم ورف چال است. این مراسم در یکی از روزهای جمعه در فاصله اول تا پانزده اردیبهشت ماه که آخرین برف‌های زمستانی در حال ذوب شدن است. انجام می‌شود. تاریخ اجرای این مراسم قبلا" از طرف بزرگان محل به اطلاع عموم رسانده می‌شود. در این روز کلیه مردان محل جهت انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف صبحانه با همراه داشتن غذای ظهرو بساط میوه و چای از روستا را ندارد و امور روستا در این روز در دست زن‌های محل است که با اجتماع درمساجد و نقاط دیگر به اجرای برنامه‌هایی مانند عروس و داماد شاه وزیر بازی و ... سرگرم هستند از ورود هر مردی به داخل روستا جلوگیری می‌شود و زنان در روستا با آزادی کامل و سر و وضعی آراسته،در محوطه ای گرد می آیند و به شادمانی و انجام بازیهای مختلف می پردازندبر سر دروازه روستا دو زن پاسداری می کنند و از ورود مردان جلوگیری می نمایند و اگر مردی وارد شود او را به شکل زنان در می آورند و پیرامون محل می گردانند و آن روز حکومت در دست زنان است و یکی از زنان شایسته را بعنوان حاکم معرفی می نمایند.مردان روستا پس از رسیدن به محل ورف چال که از دوران گذشته چاهی درآنجا برای جمع آوری برف به وسیله شخصی به نام سید حسن ولی حفر شده و مقبره او نیز در روستای نیاک محل زیارت اهالی منطقه است اقدام به جدا کردن قطعات برف از کوه می‌کنند و هر کس به توانایی خود مقداری از قطعات آخرین برف زمستانی را به داخل چاه می‌‌ریزد. پس از پرشدن چاه از برف و پوشانیدن در چاه مردان به صرف ناهار و چای و میوه در اطراف چاه می‌‌پردازند و نماز به جامی آورند. سپس همگی به روستا باز می‌‌گردند. این مراسم ریشه در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام‌ها در فصل تابستان دارد با توجه به این که منطقه مورد بحث در گذشته یکی از مناطق دامداری محسوب می‌‌شد، دامدارها برای تأمین آب مورد نیاز دام‌ها در فصل تابستان که برف‌های روی کوه آب می‌‌شد اقدام به ذخیره برف در این چاه می‌‌کردند تا درموقع کم آبی، آب مورد نیاز دام‌ها را فراهم کنند. امروزه منطقه مورد بحث اهمیت گذشته خود را از نظر پرورش دام از دست داده ولی این سنت قدیمی همچنان در بین اهالی محل ادامه دارد. انجام مراسم برف چال در اسک ضمن آن که نشانه ای از تعاون و همیاری روستاییان ناحیه است،به کینه ها و کدورت هایی هم که در طول سال بین مردم ایجاد شده پایان می بخشد. مراسم ورف چال به عنوان میراث معنوی جهانیان در سازمان  یونسکو به ثبت جهانی رسیده است.
برای تماشای فیلم مراسم سنتی "ورف چال" بر روی گزینه "دریافت فیلم" راست کلیک نمایید و گزینه Save Target As را انتخاب نمایید.
شب یلدا
(زبان مازندرانی: گِت چِله، در برخی گویش ها: چِله شو)
شب اول زمستان بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می‌شوند و با خوردن هندوانه، ماست و میوه و آجیل سرمای فصل زمستان را از خود دور می‌کنند اعتقاد بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی می‌‌گیرند اگر کسی آنها را ندید و نشناخت حتما" به آنچه نیت کرده‌اند خواهند رسید.
نوروز بل
بل در زبان محلی به معنی آتش است. به معنی جشن آتش نوروزی که در 10 تیرماه برگزار میشود. این جشن همانندی زیادی با جشن آگرنوروژی در کردستان دارد.
نورگون
نورگون به معنی گون های شعله ور جشنی است که در منطقه کوهستانی مازندران در روز 21 تیرماه برگزار میشود. مرکز این جشن در روستای نوا از توابع آمل است.

مراسم تمنای باران
از آنجا که اساس معیشت و کشاورزی بر پایه آب است، بنابر این کم و یا زیاد بودن باران و آب مشکلاتی را ایجاد می‌کند. اگر باران کم ببارد و دچار کمبود آب بشوند مراسم خاصی را به جای می‌‌آورندتا خداوند دعای آنها را مستجاب کرده وباران بفرستد. مراسمی که برای تمنای باران دارند به این شرح است: اهالی روستا همگی به امامزاده مسجد یا میدان بزرگ روستا و یا خارج از روستا می‌‌روند دعا می‌کنند و سید گوشه‌ای از جلد قرآن را خیس می‌کند یا منبر را به این نیت که باران بیاید، با گلاب می‌‌شوید. علاوه بر این مرسوم است که همه مردم شیر و برنج جمع می‌کنند و با آن شیر برنج درست کرده می‌‌خورند و مقداری از آن را با این باور که باران ببارد روی پشت بام می‌‌ریزند.
مراسم باران خواهی
(زبان مازندرانی: شِیلوون، در برخی از گویش ها: شِیلان)
یکی از مراسم رایج به هنگام خشک سالی مراسم باران خواهی است. به این منظور ابتدا از اهالی محل مواد اولیه برای پخت شیر و برنج و یا آش مورد نظر آن‌ها جمع آوری می‌شود در روز معین اهالی در مکان مقدسی مانند مسجد، تکیه، امامزاده و یا در اطراف درخت مقدس جمع می‌شوند و پس از پخت آش به وسیله زن‌های محل، مراسم دعا وروضه خوانی انجام می‌شود و از خداوند طلب باران می‌کنند. پس از صرف آش مراسم به پایان می‌‌رسد.از دیگر عقاید مردم منطقه در این زمینه، گذاشتن پایه منبر در آب و یا ریختن آب به روی فردی سید است.
آفتاب خواهی
اگر بارندگی زیاد باشد برای این باران بند بیاید نام هفت یا چهل کچل را بر کاغذ می‌‌نویسند و آن به بندی آویزان می‌کنند تا باد بخورد و باران قطع شود یا با خواندن دعا و نذورات مختلف از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشید می‌کنند.
در روستای کرات کیاسر از توابع ساری، اگر باران ببارد و مانع فعالیت کشاورزی شود، زن‌های روستا به طور جمعی شعر زیر را می‌‌خوانند: باران کو، باران بی پایان کو، گندم که زیر خاکه، از تشنگی هلاکه، یا سلیمان، روز آفتاب و شب باران.
در روستا ولویه کیاسر ساری هنگامی که باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد برای بند آمدن آن بچه‌های روستا قوطی‌های حلبی را به نخی می‌‌بندند و دو سر نخ را می‌‌گیرند و در کوچه‌های محل راه می‌‌روند و دسته جمعی شعر زیر را می‌‌خوانند: قوطی قوطی آفتاب کن، یک مشت برنج تو ابا کن، ما بچه‌های گرگیم، از سرمایی بَمِردیم، یا قرا، یا کتاب فردا بشه آفتاب.
در روستای کلیج کلا دودانگه در هنگام بارش زیاد باران، بچه‌های محل لباس کهنه می‌‌پوشند و با جارو و گل و لای کوچه‌ها را به هم می‌‌زنند و میخ وانند بابروم بابروم، امروز آفتاب فردا آفتاب پیرا (پس فردا) آفتاب آنگاه افراد هر خانواده به بچه‌ها مواد غذایی و یا شیرینی می‌‌دهند.در روستای علی آباد منطقه سواد کوه، وقت بارش زیاد باران اهالی محل پارچه‌ای را از امامزاده شاهزاده حسین می‌‌ربایند پس از آفتابی شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه دیگر به امامزاده پس می دهند.
گرفتن ماه و خورشید
(زبان مازندرانی: سِیو)
گرفتگی ماه و خورشید را ظل (تاریکی) می‌‌نامند و معتقدند که اژدهایی جلوی آن را گرفته است در این حالت برای رهایی و برطرف شدن تاریکی از ماه به پشت بام‌ها می‌‌روند بر ظرف مسی می‌‌کوبند و با تفنگی تیراندازی می‌کنند. علاوه بر اینها نماز آیات می‌‌خوانند و دعا می‌کنند.
گهواره بندی
(زبان مازندرانی: گِوارِ دَبِستِنه ئی)
در بیشتر نقاط شهری و روستایی مازندران رسم بر این است که در دهمین روز تولد نوزاد عده‌ای از بستگان و آشنایان برای صرف ناهار دعوت شوند پس از صرف ناهار و چای و شیرینی مادر بزرگ و یا قابله کودک را در گهواره می‌‌بندند در بعضی مناطق اگر نوزاد فرزند اول باشداین وظیفه را مادر بزرگ طرف مادری به عهده می‌گیرد سپس مدعوین پولی به عنوان هدیه در گهواره طفل می‌‌گذارند. در بعضی از روستاهای شهرستان نور پس از خوابانیدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادری نوزاد، روی گهواره گردو یا نبات می‌‌شکنند و یا گهواره را چند بار به شدت تکان می‌‌دهند این کار به این دلیل انجام می‌شود که اگر در طول زندگی بین پدر و مادر نزاعی رخ داد گوش طفل به سر و صدا عادت کرده باشد.
دندان سری
یکی از مراسم دوران کودکی مراسم دندان سری است که هم‌زمان با ظاهر شدن اولین دندان‌های طفل برگزار می‌شود. در این مراسم مادر کودک شیر برنج یا آشی که انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد می‌‌پزند و کاسه‌ای از آش را به خانه فامیل‌ها و دوستان می‌‌دهد معمولا" رسم است که افراد هنگام پس دادن کاسه، هدیه‌ای مانند جوراب، روسری یا پول در آن می‌‌گذارند.
مراسم ازدواج
مراسم عروسی در شهرها و روستاهای مازندران با مشابهت هایی برگزار می شود.در این جا به نمونه ای از این مراسم اشاره می شود:
بدین ترتیب که جشن پلوخوران مفصلی همراه با ترانه ها،رقص ها و آوازهای محلی ترتیب می دهند و سازهای محلی می نوازند. جشن عروسی در خانه پدر عروس ترتیب می یابد.پس از انجام تشریفات عروسی،عروس را سوار بر اسب به خانه داماد می برند.داماد هم از فاصله دور سوار بر اسب به پیشواز عروس می آید و برای اطرافیان مقداری سکه و نقل پخش می کند. در قدیم به جای سکه و نقل، نارنج پرت می کردند. از مراسم جالب توجه عروسی های مهم ساکنین اطراف چالوس، کشتی گیری و گاوبازی است. در صورتی که عروس و داماد هر دو، یا یکی از آنها از خانواده ثروتمند یا سرشناس باشند، مراسم کشتی گیری و گاوبازی خاصی ترتیب می دهند که در زبان طبری به آن "ورزا جنگی" می گویند.



طبقه بندی: آداب و رسوم مردم مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:39 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
مشاهیر و علما
سرزمین مازندران از دیرباز مهد دانش،دین و خرد به شمار می رفته.علما،عرفا و شعرای ممتاز و بلند پایه ای در این قسمت از گیتی پا به عرصه حیات گذاشتند و هر یک در زمان خود مایه پیشرفت و افتخار بوده اند.در اینجا تنها به ذکر نام آنها اکتفامی کنیم  و به معرفی شیوه و نوع زندگی این بزرگان نمی پردازیم.
محمد بن جریر طبری(دانشمند-در سال 224 ه.ق در آمل متولد شد-دارای کتابهای تفسیر قرآن و تاریخ ایران می باشد.)
محمد بن جریربن رستم جریر طبری (فقیه-دارای کتابهای المسترشد در امامت، ایضاح و حدود النعل بالنعل)
علی بن سهل بن ربن طبری (پزشک،-دارای کتابهای فردوس الحکمه، ارفاق الحیوه، تحفه الملوک، منافع الاطمعه، حفظالصعه، ترتیب الاغذیه و... پزشک مذبور در فلسفه و ادب و علوم طبیعی نیز مهارت داشت.) علامه میر حیدر آملی (علامه-دارای کتابهای جامع الاسرار و منبع الانوار و قصص الخصوص و ...)
امیر علی مازندرانی (شاعر- کتابی با نام دیوان دارد.)
ابو عبدالله طبری (دانشمند-آثار او عبارتند از: احادیث، فضایل حضرت امیرالمومنین، کتاب الوصول الی معرفه الاصول و کتاب الکشف.)
عمادالدین طبری (تالیفات او عبارتند از: شرح مسایل الذریعه، بشاره المصطفی الشیعه المرتضی، معارف الحقایق، نهج الفرقان و تحفه الابرار و...)
قاضی حجیم آملی (عالم و شاعر)
سیدرکن الدین آملی (عالم-تالیفاتی از جمله: زیج جامع سعیدی، کتاب اسطرلاب در پنجاه باب.)
طالب آملی (شاعر- استاد در منطق و حکمت و عرفان و هیات و هندسه و بر دانشمندان هم عصر خود برتری داشت. دیوان خطی او در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. این شاعر بلند آوازه ملك الشعرای دربار جهانگیر، امپراتور هندوستان بوده است.)
صوفی آملی (شاعر-بیشتر دوران شاعری خود را در هند گذرانده و در همانجا در گذشت. او مردی وارسته و عارف مشرب بود. در اوان جوانی از زادگاهش به شیراز رفت.)
نیما یوشیج (شاعر-پدر شعر نو ایران است و از آثار معروف او می توان به: خانواده سرباز، افسانه، ماخ اولا، مانلی، شعر من، شهر شب و شهر صبح اشاره کرد.)
از دیگر علما، دانشمندان و بزرگان این خطه می توان به: مرزبان بن رستم، شیخ طبرسی، ابوالعباس قصاب آملی، قمری آملی، ستی النسا بیگم آملی، سعید العلما، عباس شایان، شریف العلما، شریف، محمد تقی آملی، رضوانی، احمد اخگر، قادی،قصاب، نوایی، داعی الاسلام (وندیداد را از اوستایی به فارسی ترجمه کرد)، رجبعلی لاریجانی، سید رضی لاریجانی، علامه شمس الدین آملی، سید ظهیر الدین مرعشی، مولانا اولیا الله آملی، ابن اسفندیار، افراسیاب چلاوی، سرعت، فکرت، لطفی، ملانظر، جواد فاضل، فرهمند، سید عزالدین آملی، بیضا، خضرایی، شریعت زاده مشاور، تقی تقوی، حسن شمسی، ملا علی نوری، میرزا هاشم آملی (مرجع تقلید شیعیان جهان)، آیت الله تسخیری (دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب)، امیر پازواری، محمد تقی صاحب، دکتر پرویز ناتل خانلری، خرم کجوری، محمد بن علی بن شهر آشوب، ابو احسن علی بن سهل بن ربان طبری (زکریای رازی نزد وی طب را آموخت)، اسمعیل مهجوری، علی پیروزه، پروفسور مهدی نوری (جراح عمومی و ارولوژیست- مقیم آلمان) و ... از علمای معاصر هم می توان به حضرت آیت الله حسن زاده آملی (استاد نجوم و ادیب) و حضرت آیت الله جوادی آملی (عالم معروف و از ادبا و افاضل و مفسر کبیر قرآن مجید) اشاره کرد.



طبقه بندی: مشاهیر و علما مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:38 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
موسیقی محلی مازندران
مطالعات انجام شده نشان می دهد که موسیقی محلی مازندران از پتانسیل های قابل توجهی برخوردار است و ملودی های آن از زندگی و معیشت ویژه ی جنگل، دریا و برداشت محصولات زراعی و رمه گردانی تاثیر گرفته است. ترانه های محلی مازندرانی نیز از غنای قابل توجهی برخوردارند. برخی از این ترانه ها همراه با آهنگهای محلی و برخی همراه با رقصهای محلی اجرا می شوند. گستره موسیقی مازندران افزون بر استان مازندران تا حوزه های استان سمنان، دامغان و استان گلستان نیز می رسد. معروفترین رقص مازندرانی رقص قاسم آبادی است که در استان گیلان نیز رواج دارد. رقص چوب مردان، چکه سماع و دستمال سماع نیز جالب توجه است.
در زیر موسیقی مناطق مختلف مازندران نام برده می شود:
موسیقی اصیل تبری (مربوط به كوهستان‌ها و جلگه‌های مركزی مازندران)
موسیقی علی آباد كتول (مربوط به بلوك استرآباد قدیم به مركزیت پیچك محله)
موسیقی گداری (به مركزیت بهشهر)
موسیقی خنیایی شرق استان (مربوط به جلگه‌های شرق مازندران از كردكوی تا میاندرود ساری)
موسیقی غرب مازندران (از دو سوی رودخانه چالوس تا دوسوی رودخانه نشتا)
مطلب در مورد موسیقی،آواها،نواها،آوازها و سازهای مازندرانی فراوان است که در  بحث تخصصی موسیقی مازندرانی جای می گیرد و ما در اینجا فقط به معرفی کلی از موسیقی محلی می پردازیم که مطالب مورد استفاده مسافر و گردشگر قرار گیرد.در زیر به معرفی موسیقی مناطق مرکزی مازندران می پردازیم.
موسیقی مركزی مازندران:
موسیقی مناطق مركزی مازندران كه تقریبا خاستگاه اصلی كلیه نغمات، آواها و نواهای پنجگانه زبان تبری به شمار می‌آید در همه نواحی كوهستانی از هزار جریب تا كوهستان‌های كجور و محال ثلاث ودر نواحی جلگه‌ای از میاندرود تا شرق رودخانه چالوس عمومیت و كاربرد دارد. این موسیقی از یك سو بر پایه دو مقام آوازی پراهمیت منطقه یعنی تبری و كتولی بنا شد و از سوی دیگر برمحور ده‌ها قطعه و تكّه سازی چوپانی منطقه شكل گرفته و گسترش یافت. دو مقام كتولی و تبری رفته رفته به موسیقی سازی منطقه راه یافتند و بر غنا و تنوع آن افزودند. مقام تبری با استفاده از اشعار منسوب به امیر پازواری هم در بخش سازی و هم در بخش آوازی به امیری شهرت یافت. كتولی نیز تحت تاثیر موسیقی سایر مناطق واقوام، حالات مختلفی یافت كه اصلی‌ترین و كهن‌ترین آنها كتولی رایج در مناطق مركزی است. علاوه بر این شبه مقاماتی آوازی همچون چاروداری حال و منظومه‌های متعددی همچون طالبا اركان و اساس موسیقی این منطقه را تشكیل می‌دهند.با الهام از مقامات و منظومه‌های مورد بحث، آواهای دیگری با عنوان سوت‌ها بروز یافتند كه می‌توان آن‌ها را از نظر ساختاری در چارچوب ریزمقامات مورد بررسی قرار داد. این مجموعه در كناره گهره سری ها یا لالایی ها، نواجش ها، موری و ریزمقامات یا كیجاجان ها كلّیات موسیقی آواز مناطق مركزی مازندران را تشكیل می‌دهند.
مایگی آواهای مازندرانی در شور و دشتی است و آن دسته از مقامات و ریزمقامات آوازی یا سازی كه یا مایه‌هایی جدا از مایگی فوق ملاحظه می‌شوند. از موسیقی سایر مناطق و یا اقوام الهام یافته و به موسیقی منطقه پیوسته‌اند. موسیقی سازی نیز در این منطقه بسیار متنوع است و پرتعداد است.اصلی‌ترین و قدیم‌ترین بخش از این موسیقی شامل تعدادی از قطعات سازی است كه به شیوه‌های زندگی دامی كهن اختصاص دارد. هر چند در حال حاضر جنبه‌های كاربردی این تكّه‌ها از میان رفته است ولی همچنان در نوای ساز (چوپانان) و یا نوازندگان جاری است. از اصلی‌ترین این تكّه‌ها باید از كمرسری، تریكه‌سری، كردحال یا چپون حال، میش حال، بورسری، دشتی حال، ولگ سری، سنگین سما نام برد كه توسط لله وا یا نی چوپانی مازندران نواخته می‌شوند.
بخش دیگری از موسیقی سازی این منطقه را باید به موسیقی مراسم و آیین‌ها جستجو كرد كه توسط سرنا نواخته میشود.
شاخص‌ترین این تكّه‌ها كه در عروسی، جشن‌ها و اعیاد مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند، جلوداری، ورساقی، آروس یار، گورگه، روونی، جلیت، تركمونی، حناسری، كلنج زر، درون، آروس كفا، پیشنوازی نام دارند.
برخی از این تكّه‌ها مانند آروس یار و جلوداری بعدها به قطعات لله‌وا پیوسته و توسط این ساز نواخته شدند. علاوه بر این آنچنان كه پیشتر اشاره شد بسیاری از مقامات و منظومه‌های آوازی همچون تبری(امیری)، كتولی، طالبا، نجما، حقانی به موسیقی سازی الحاق یافته و به جمع قطعات لله وا و كمانچه افزوده شدند. نتیجه اینكه ریزمقامات یا ترانه‌های مازندرانی بر اساس مقامات آوازی و سازی این منطقه پدید آمدند.



طبقه بندی: موسیقی محلی مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:38 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
بازی های بومی و محلی
دختران و پسران در سنین مختلف به انواع بازی های محلی می پردازند. برخی از این بازی ها شناخته شده تر هستند تپ چو، لیله بازی، پرپر، چشم دلیكا، كله بزكا، مهره بازی، سه سنگ، سه گل، چش بیته كا، پاسنگ كا، آقوز بازی، النگ بازی، خرك، زمزمه چلچله
آغوزكا: بازیكنان گردو ها را دو به دو روی یكدیگر چیده و هر یك به نوبت با گردویی به نام كل یا تیره (گردوی بزرگ تر) به گردوها می زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیكنان باید به تیره او بزنند هر كسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می كند.
چلیك ماركا: بازیكنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تكه چوب یا چلیك و و چوب بزرگ یا ماركا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب كوچك را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب كوچك می زنند و آن را به طرف بالا پرت می كنند. چوب هر یك از بازیكنان كه مسافت بیشتری را طی كند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.
ریسمان بازی: از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالبا" در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یك نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانك در پایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدن روی دوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانك نیز در پایین با درآوردن شكلك و حركات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می كند بعد از پایان نمایش شیطانك در بین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می كند از صاحب خانه نیز پول و شیرینی می گیرند.
كشتی لوچو: كشتی لوچو از كشتی های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این كشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت كار روستاییان، انجام می شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز كشتی لوچو برگزار می شود و جایزه برنده یك راس گاو است كه توسط اهالی خریداری می شود.
برای مسابقه دو نفر از كشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شوند در این كشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگك و ضربه زدن به كتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. كشتی گیری كه در این دو هفته تمام حریفان را شكست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.
گاوجنگی: از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر كلا شهرستان نور است كه به زبان محلی تشك جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یك هفته بعد از اتمام كشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها و شهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و كرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.
سوچلا یا شكار به روش سنتی در آب بندان: یكی از راه های درآمد روستاهای مركزی مازندران شكار پرنده به روش سنتی در آب بندان به هنگام كم آبی است. اواسط پاییز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابی و... از نقاط سردسیر به سواحل دریای مازندران كه دارای آب و هوای معتدل است، مهاجرت می كنند و بیشتر در آب بندان ها كه به علت كشت شالی ، محل مناسبی برای تغذیه پرندگان است، ساكن می شوند.این شكار از اوایل پاییز هر سال تا 15 اسفند در شب های تاریك بدون تیراندازی با وسایل شكار سنتی و رعایت مقررات محلی انجام می شود. در این مدت آب بندان قرق و تیر اندازی در فاصله 500 متری اطراف آن ممنوع می شود. این نوع شكار توسط تور و بیشتر در روستاهای گل نشین، سیدمحله، زرین كلا، لاریم و مشك آباد در مسیر جاده ساری – بابلسر از طریق جاده خزر آباد انجام می شود.
صید سنتی به روش یا روز دما: روز دما معمولا" در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشی به آبگیرها در روز انجام می شود. برای این كار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشی، اردك ها تربیت شده را در محل صید نگه داری می كنند تا به محیط اطراف عادت كنند. سپس در محل مورد نظر گودالی به مساحت حدود 20 متر مربع حفر می كنند. روی گودال توری به صورت عمود قرار می دهند كه به نخی بسته شده است. سر دیگر نخ را صیاد به دست می گیرد با ورود پرندگان وحشی به منطقه اردك های تربیت شده به جمع پرندگان وحشی می پیوندند و آنها را به طرف گودال می كشانند. سپس صیاد نخ را می كشد و تور روی گودال می افتد و پرندگان به دام می افتند.



طبقه بندی: بازی های محلی مازندرانی،
[ 1391/04/16 ] [ 08:35 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
غذاهای محلی مازندران
به عنوان چند نمونه از غذاهای محلی مازندران میتوان از غذاهای زیر نام برد:
آغوز مسما: خورشتی كه از گردو، مرغ، ترشی انار درست می شود.
ته چین: برنج همراه با گوشت.
ترش ترشو: برنج را همراه با حبوبات، ترشی آلوچه، مانند آش درست می كنند.
دوپتی: دوغ را به حبوبات پخته شده و سیر داغ اضافه می كنند.
اسپناساك: اسفناج پخته همراه دانه انار، عدس، سیر داغ، رب گوجه و آب انار و نارنج.
آش كدو: برنج پخته، كدوی پخته و له شده كه آب زرشك و شكر به آن اضافه شده است.
نازخاتون: بادمجان كبابی و له شده كه به آن آبغوره، ریحان، جعفری و سیر كوبیده اضافه می شود.
اسپنا مرجی: شامل اسفناج پخته، عدس، سیر، و انار ترش است.
كهی انار: كدوی پخته همراه باقلا و عدس پخته شده با گردوی ساییده و دانه انار، كه سیر داغ به آنها اضافه شده و مخلوط آن را همراه پلو می خورند.
قلیه: عدس، باقلا، اسفناج سرخ شده، گوشت، گردو ساییده شده را با هم مخلوط می كنند و دانه انار را در آخر اضافه می كنند موقع خوردن سیر داغ روی غذا می ریزند.
خورشت آلو: مرغ پخته همراه دانه انار، آلو سرخ شده و پیاز داغ.
انواع نان و شیرینی
آغوزنون: آرد گندم، شیر، تخم مرغ و شكر رابا هم مخلوط نموده سپس لای خمیر را گردو می گذارند.
پشت زیك: شكر یا قند را در یك قاشق آب حل کرده روی اجاق میگذارند بعد روغن و مقداری كنجد به آن اضافه كرده مایه را در سینی می ریزند و به اندازه دلخواه برش می دهند.
پیس گنده: این شیرینی شامل گردوی ساییده شكر قرمز و یا شیره خرمالو و آرد برنج سرخ شده و كنجد است.
رشته به رشته: برنج را خیسانده آرد می كنند و با آب خمیر می كنند. روی تشت كمی زرده تخم مرغ و كره می مالند و خمیر را روی تشت به شكل رشته می ریزند بعد سرخ می كنند روی رشته به رشته پودر قند و هل كوبیده می ریزند. نون قندی،دله دكرده نون، آب دندون، نسری، كوناك و تون سرنون از دیگر شیرینی های مازندرانی است.
تهیه شكر قرمز به روش سنتی: در چند دهه گذشته به منظور تهیه شكر قرمز كشت گیاه نیشكر در مناطق جلگه ای استان مازندران رواج داشته است. برای گرفتن شیره نیشكر و تبدیل آن به شكر قرمز از وسیله ای چوبی به نام كلیا كه به ابتكار اهالی محل تمامی از چوب ساخته شده استفاده می شود. به این منظور سرپناهی به ابعاد تقریبی 5*15 متر مربع با مصالح سنتی موجود در محل كه بیشتر از نی و چوب بود برپا می شد و در وسط این سرپناه كلیا قرار می گرفت. این وسیله چوبی بانیروی محركه حیواناتی مانند گاو یا اسب به دور محوری حركت دورانی داشته و در حین چرخش قطعات كوچك ساقه نیشكر در محلی به نام كلیادار فشرده شده و شیره نیشكر بر اثر فشار وارد شده به ساقه نیشكر ، به وسیله لوله چوبی به نام سله به داخل ظرف چوبی به نام نوكا می ریخت و با جوشانیدن شیره نیشكر در دیگ های مخصوص پس از طی مراحلی شكر قرمز جهت مصارف غذایی تولید می شد.
انواع شربت: بهار نارنج، آلبالو، انار
انواع ترشی: بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی
انواع مربا: مربای به، مربای آلبالو، مربای سیب، مربای پرتقال، مربای انجیر، مربای هویچ، مربای بالهنگ.



طبقه بندی: غذاهای محلی مازندرانی،
[ 1391/04/16 ] [ 08:34 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
در پیچ و خم بلندی های سلسله جبال البرز غارهای متعددی وجود دارد که بعضی از آنها مامن و پناهگاه انسان دیرین و بعضی دیگر باروی اسپهبدان مازندران بوده است. غارهای استان مازندران عبارتند از:
غار اسپهبد خورشید (در ارتفاعات و تنگه رود دوآب)- غار آب اسک (در نزدیکی آب اسک در دره هراز)- غار پیرزن خانی (روستای اوکلاو از منطقه نور و کجور)- غار دیو سپید (در مازگاه)- غار کبجاکچال (در دل جنگلهای ارتفاعات دوآب)- غار یخ مراد (این غار در نزدیکی گچسر حد فاصل استان تهران و مازندران قرار دارد و از عجایب غارهای جهان است زمستانهای گرم و تابستانهای بسیار سرد دارد و دارای قندیل های آهکی و یخی است)- غار سیاه پور (در منطقه امیری، بین دره هراز لاریجان و فیروزکوه)- غار هیلدو (در نزدیکی روستای شوراب ساری)- غار خرم آباد (در نزدیکی خرم آباد تنکابن)- غار کمربند و هوتو (در ردستای تروجن، در پنج کیلومتری جنوب غربی بهشهر واقع شده اند. نتایج حاصله از کاوشها و تحقیقات انجام شده مبین زندگی انسانهای نخستین در دوره های پارینه سنگی ، میانه سنگی و نوسنگی در غارهای فوق است. عمده ترین آثار بدست آمده از غارهای مورد نظر اسکلت سه انسان در غار کمربند است که احتمالا در ۷۵۰۰۰ سال پیش از میلاد می زیسته اند. غنا و گستردگی اطلاعات حاصله از این غارها به حدی است که نظیر آن در سراسر ایران کم تر مشاهده شده است)


طبقه بندی: غارهای طبیعی و تاریخی مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:34 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
مراکز آب درمانی و چشمه ها
در دل طبیعت استان مازندران به ویژه در مناطق کوهستانی، تعدادی چشمه معروف و شناخته شده وجود دارد که مورد استفاده گردشگران قرار می گیرد. برخی از این چشمه ها چنان پر آب هستند که به آنها رود گفته می شود و برای کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرند و برخی دیگر خواص درمانی دارند.
کانونهای چشمه های بزرگ مازندران عبارتند از: چشمه های آب گرم رامسر، جواهرده، کتالم، سادات محله، آب فرنگی، آب اسک، استراباکو، رینه، آمولو، لاریجان، هفت خونی، هلی کتی چشمه، شهربند، قلعه چشمه، قرمرض، گوکشان. چشمه های مذکور که حاصل فعل و انفعال درونی سلسله جبال مرکزی البرز است، دارای ترکیبات و خواصی هستند که در رفع برخی از بیماریهای مفصلی، استخوانی و پوستی نقش موثر درمانی دارند.


طبقه بندی: مراکز آب درمانی و چشمه ها مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:33 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
کاخ ها و قصر های گوناگونی از دوره های مختلف در مازندران وجود دارد که عبارتند از:
کاخ صفی آباد: این کاخ در بالای کوهی مشرف به بهشهر قرار دارد.این کاخ از جمله ابنیه تاریخی و باشکوه دوره صفویه است که در دوران قاجار به علت بی توجهی به کلی ویران شد، ولی در عهد پهلوی به دستور رضا شاه با همان اسلوب و ویژگی معماری عصر صفوی دوباره سازی شد.در این دوره همچنین محراب قدیمی آن که به مرور زمان خراب و مسدود شده بود، مجدداٌ بازسازی شد.سیستم آب رسانی آن در گذشته از طریق آب پلنگ چشمه، تاکاخ(که دوازده کیلومتر فاصله دارد)هدایت می شد و پس از عبور از دو حوض کاشی کاری،به شهر انتقال داده می شد تا مورد استفاده اهالی بهشهر نیز قرار گیرد.
عمارت و باغ صفوی “باغشاه”: این باغ همان باغشاه معروف به اشرف البلاد دوره صفوی است که به گفته سیاحان و جهانگردان، پر از درختان سرو صد ساله و گل های آراسته بوده است.
مجموعه صفوی فرح آباد: این مجموعه در روستای فرح آباد در 28 کیلومتری شمال ساری نزدیک دریای مازندران واقع شده است و در عهد سلاطین صفوی مخصوصا در زمان شاه عباس کبیر و از مهمترین بنادر شمال ایران و مرکز مبادلات تجاری محسوب می شد.به همین دلیل کاخ سلطنتی،مساجد،مدارس،بازار،حمام،پل و باغ در آن احداث شده بود و مدتی از سال نیز محل سکونت و تفرجگاه سلاطین صفویه بود.
کاخ اُجابت: این کاخ در دوره سلطنت پهلوی در روستای اجابت از بخش کلاردشت ساخته شد.این کاخ در محلی مشرف بر منطقه کلاردشت بنا شده،تزئینات و گچبری هایی زیبا به شیوه معماری اروپا دارد.محوطه این کاخ بسیار زیباست و در داخل آن لوسترهایی نفیس و گران قیمت قرار دارد.حیاط کاخ پوشیده از درختان سرو سرسبز است.
کاخ بابل: ساختمان این کاخ به دوره پهلوی مربوط است، در باغ مصفایی در جنوب بابل قرار دارد و محل فعلی دانشکده پزشکی مازندران است.بنای کاخ دو طبقه است با اتاق ها و سالن های متعدد و مزین به گچبری های بسیار زیبا.تزئین داخلی و خارجی کاخ،ویژگی های خاص و منحصر به فردی دارد که مشابه آن در کاخ های دیگر این دوره کمتر دیده می شود.
کاخ چایخوران: کاخ چایخوران چالوس اوایل سلطنت سلسله پهلوی ساخته شد و نمای داخلی و خارجی آن تزئینات گچبری و کاشی کاری بسیار زیبا دارد.نفوذ معماری اروپایی در ساختمان کاخ نیز به وضوح مشهود است.
کاخ تمیشان: این کاخ در 5 کیلومتری شرق شهرستان نور واقع شده است و در دوران سلطنت پهلوی به دستور اشرف(خواهر محمد رضا شاه)ساخته شد.این کاخ امروزه به عنوان موزه مورد بازدید عموم قرار می گیرد.روبروی این کاخ بنای زیبا و بزرگ دیگری وجود دارد که در کنار ساحل دریای مازندران ساخته شده و به عنوان پلاژ اختصاصی مورد استفاده قرار می گرفت.
عمارت و باغ رامسر: باغ تاریخی رامسر و ساختمانهای آن در شمار آثار ملی ایران به ثبت رسیده و تحت حمایت سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری کشور قرار گرفته است.این باغ با مساحت 60 هزار متر مربع از باغهای سنتی زیبای مازندران به شمار می رود.بنای این باغ ساختمان زیبایی است با مشخصه های معماری پهلوی اول که در یک طبقه به شکل مستطیل و  با وسعت 600 متر مربع ساخته شده است.
قلعه ها محصول دوران خان خانی و فئودالی و درگیری های حکومت مرکزی با عشایر و حاکمان محلی و نشان اقتدار صاحبان آنها بوده است.
اهم قلعه های مازندران عبارتند از: قلعه کنگلو،قلعه بلده،قلعه شاهاندشت،برج رسکت،برج لاجیم،برج سلطان زین العابدین


طبقه بندی: کاخ ها و قصر های گوناگون از دوره های مختلف در مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:29 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

ردیف

نام

وسعت به هکتار

محدوده جغرافیایی

قابلیت ها

1

ولشت

7/22

جنوب غربی چالوس کلاردشت

دارای ظرفیت های بالقوه قابل توجه گردشگری

2

ساهون


جنوب آمل

دارای قابلیت های گردشگری

3

خضر نبی

5/0

جنوب نوشهر

دارای چشم اندازهای بسیار زیاد

4

استخر پشت

6

جنوب نکا

دارای قابلیتهای بالای گردشگری

5

شورمست

1

جنوب غربی پل سفید

دارای قابلیتهای بالای گردشگری

6

عباس آباد

10

جنوب شرقی بهشهر

دارای قابلیتهای بالای گردشگری

7

سد لار

100

دره ی لار در جنوب آمل

دارای قابلیتهای بالای گردشگری،ماهی گیری،قایق رانی




طبقه بندی: دریاچه های مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:27 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
تعدادی اتراقگاه جنگلی تجهیز شده در سطح استان وجود دارد و تجهیزات آنها از قبیل آب لوله کشی،برق،اجاق صحرایی،اتاقک،پناهگاه،دستشویی و رستوران می باشد و در تعطیلات مورد استفاده مسافران و گردشگران قرار می گیرد.برخی از این پارکهای جنگلی،دارای حیات وحش محصور جهت بازدید مسافران است.موقعیت و مشخصات پارکهای جنگلی در زیر شرح داده می شود
پارک جنگلی میرزا کوچک خان:این پارک زیر نظر سرجنگلداری ساری اداره می شود و در کیلومتر هجده جاده آمل به تهران واقع شده است.در حال حاضر پارک مذبور مورد استفاده مسافران بین راهی و شهروندان آملی قرار می گیرد و دارای امکانات تفرجگاهی مانند:آلاچیق،آب آشامیدنی،سرویس دستشویی،اجاق،میز و نیمکت است.رودخانه هراز که از ضلع شرقی این پارک می گذرد،جلوه خاصی به آن بخشیده است
پارک جنگلی نور:این پارک در دو کیلومتری شهر نور قرار گرفته و تجهیزات و امکانات اقامت روزانه دارد.به دلیل برخی ویژگیها مانند دسترسی مناسب به جاده ساحلی نور،نزدیکی به شهرهای محمود آباد،نور،آمل و داشتن امکانات کامل تفرجگاهی از قبیل میز،نیمکت،آب لوله کشی و زمین بازی،مورد استفاده مسافران قرار می گیرد.از خصوصیات بارز این پارک نزدیکی آن به دریا و چشم اندازهای زیبای آن است.در بیشه های اطراف این پارک قرقاول ایرانی نیز وجود دارد که جاذبه خاصی به آن می بخشد
پارک جنگلی سیسنگان:این پارک نیز مانند پارک جنگلی نور به دلیل خصوصیات و جاذبه های طبیعی و زیبایی ها و امکانات ایجاد شده در آن،بسیار مورد توجه گردشگران است.وجود کمیاب و در حال انقراض شمشاد و نزدیکی آن به دریا،قابلیت سیاحتی جالب توجهی به آن بخشیده است.امکانات تفرجگاهی آن نیز تقریبا کامل است و شامل میز،نیمکت،اجاق،محل بازی بچه ها و سرویسهای بهداشتی می شود
پارک جنگلی چالوس:پارک جنگلی چالوس(فی ین)در کیلومتر هفت جاده چالوس به تهران واقع شده است.رودخانه چالوس از کنار آن می گذرد.در این پارک اردوگاهی احداث شده است که کلبه و کومه هایی
برای اقامت مسافران دارد این پارک امکانات خاص تفرجگاهی نظیر میز،نیمکت و جایگاه بازی بچه ها نیز دارد
پارک جنگلی نمک آبرود:این پارک بیش از دویست هکتار مساحت دارد و مانند سایر پارکهای جنگلی،درختان خود رو و انبوهی را در خود جای داده است.گونه های مختلف گیاهان شمشاد،توسکا،ملچ و افرا از جمله این درختان هستند که عمر درختان شمشاد بیش از هفتصد سال بر آورد گردیده است
پارک نمک آبرود با طبیعت بکر و وحشی،ضمن حفظ سیستم های اکولوژیکی به عنوان یکی از پارکهای جنگلی زیبای جهان محسوب می شود.در حال حاضر از این پارک مسافران و جهانگردان بهره مند می شوند
پارک ملی خشکه داران:پارک ملی خشکه داران در مسیر تنکابن به عباس آباد(نزدیک ساحل بزرگترین دریاچه جهان)قرار گرفته و بیست هکتار وسعت دارد.این پارک به جهت زیبایی های اکولوژیکی ،حیات وحش  و وجود درخت توسکای قشلاقی مورد حفاظت قرار گرفته است.وجود این جذابیتها و محیط آرام آن انگیزه سفر و اقامت مسافران است
دیگر پارکهای جنگلی مازندران عبارتند از
پارک هولار(شهید زارع) که محل تکثیر گوزن زرد ایرانی می باشد واقع در جاده ساری به بهشهر
پارک ورگاویج واقع در پشت کمربندی چالوس به نوشهر
پارک بنفشه واقع در پشت جنگل داری کلار آباد
پارک شهید پور ابراهیمی واقع در ساری
پارک سی سرا واقع در کلایه
و دیگر پارکهای کوچک و بزرگی که در اقصی نقاط مازندران پراکنده اند

ردیف

نام

موقعیت جغرافیایی

ویژگی مهم

1

پارک جنگلی میرزا کوچک خان

18 کیلومتری جاده ی آمل به تهران

رود هراز از ضلع شرقی این پارک می کذرد و جلوه خاصی به آن بخشیده است.

2

پارک جنگلی نور

2 کیلومتری شهر نور

نزدیکی با دریا و برخورداری از چشم انداز زیبا

3

سی سنگان

نوشهر

دارای جاذبه های طبیعی و مصنوعی، وجود گونه های کمیاب شمشاد و نزدیکی با دریا

4

پارک جنگلی چالوس

7 کیلومتری جاده چالوس به تهران

عبور رود چالوس از کنار پارک که جلوه خاصی به آن بخشیده است.

5

پارک ملی دشت ناز

شمال شرقی ساری

محل تکثیر گوزن زرد ایرانی

6

سمسکنده

ساری

محل نگهداری گوزن زرد

7

دودانگه و چهار دانگه

جنوب ساری

تنوع گونه های گیاهی ، جانوری و حیات وحش

8

پارک جنگلی تالار

جنوب غربی قائم شهر

چشم اندازهای طبیعی بسیار زیبا، تنوع گونه های گیاهی




طبقه بندی: پارک های جنگلی و طبیعی مازندران،
[ 1391/04/16 ] [ 08:26 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
اغراق نیست كه شهرستان نكا را صنعتی ترین شهر استان مازندران بنامیم . نیروگاه برق شهید سلیمی – كارخانه سیمان و ساریت – سیلوی نكا – صابون سازی – كارخانه لوازم خانگی مازند گاز – كارخانجات متعدد تولید پودر سنگ – مرغداری های فراوان – كارخانه آرد – پنبه پاك كنی و روغن كشی – توتون خشك كنی – كوره های فراوان آجرپزی سنتی و صنعتی – معادن گوگرد– كشتی سازی صدرا – پایانه و تلمبه خانه نفت وكارخانجات صنایع غذایی از مهمترین صنایع شهرستان نكا میباشند.


طبقه بندی: همه چیز درباره شهرستان نکا،
[ 1391/04/16 ] [ 08:13 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

نام نكا در تاریخ كهن سابقه ای دو هزار ساله دارد . بعضی معتقدند كه پس از شكست دارا (داریوش سوم ) به دست اسكندر مقدونی و مرگ زود هنگام  اسكندر و تقسیم مناطق مفتوحه به دست سردارانش عده ای از یونانیان در این منطقه ساكن شدند و از این جهت كه آنان فاتح و پیروز بودند ، به  آنان  در زبان یونانی « نكاتور » یعنی پیروز و فاتح می گفتند كه این نام همچنان در این قطعه از خاك باقی مانده است .

برخی دیگر گفته اند نكا در اصل «آناهیتاگاه » بوده است . مثل دانشگاه  به معنی محل كسب دانش و آتشگاه به معنی جای آتش . آناهیتاگاه به معنی جای ناهید (سیاره زهره ) میباشد. در دوره ی میترائیسم علاوه بر پرستش خورشید برخی از ستارگان نیز تقدیس می شدند . كه از جمله ی این ستارگان ستاره ی آناهیتا است كه اكنون ناهید نامیده می شود و نام عربی آن زهره است به معنی درخشنده . با گذشت زمان آناهیتاگاه به صورت نكا در آمده است : آناهیتاگاه ، ناهیدگاه ، ناهیكا ، نایكا ، نكاه ، نكا


طبقه بندی: همه چیز درباره شهرستان نکا،
[ 1391/04/16 ] [ 08:12 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

شهرستان نكا به علت وجود پدیده های متنوع جغرافیایی ، طبیعی و تاریخی (دریا ، جنگل ، رود ، چشمه ، كوه ، آبشار و ...) از جاذبه های گردشگری فراوانی برخوردار است كه از میان آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد :

تپه نارنجباغ : تپه ای تاریخی كه در قسمت جلگه ای و در شمال شهر در خیابان آیت الله لیموندهی ( راه آهن) واقع گردیده است . از بالای این تپه تمام سطح شهر نمایان است ودر حال حاضر به شكل پارك تفریحی اداره می شود .

آبشارهای متعدد : كه در مسیرروی چشمه ها و رود خانه های زارم رود و مهربان رود نكا بصورت طبیعی و بسیار زیبا رخ می نمایند  مانند آبشارهای دوزده ، زنگت ، لیمونده . چناربن .

دریاچه طبیعی استخر پشت :

این دریاچه در 25 كیلومتری جنوب شهر نكا  و در حاشیه روستای استخرپشت قرار دارد. كوهستانی و جنگلی   بودن اطراف این دریاچه زیبا و قدیمی جلوه ی باشكوهی به آن داده است  . وسعت آن 7 هكتار می باشد و با جاده ی  آسفالته كه از مناظر زیبای جنگلی می گذرد می توان به آن دسترسی پیدا كرد .

نهالستان چلمردی و خیر آباد :

منطقه ای زیبا كه از طبیعت بكر جنگلی برخوردار می باشد و عبور شاخه ای از رود نكا از میان نهالستان بر زیبایی آن افزوده است . بسیاری از مردم نكا و شهرها و روستاهای اطراف تعطیلات آخر هفته و سیزده بدر را در این منطقه زیبا می گذرانند.

چشمه ی آب معدنی  قرمرض  :

چشمه ی آب معدنی  قرمرض  كه در 10 كیلومتری جنوب شهر نكا  و درمیان تپه های جنگلی واقع گردیده است از چشمه های منحصر بفرد استان و كشور میباشد. جدا از جذابیت منظره ای ، آب این چشمه دارای خواص درمانی شایانی است كه نه تنها اهالی منطقه  بلكه مسافران بسیاری از نقاط مختلف كشور برای استفاده از خواص درمانی آن ( بویژه درمان سنگ كلیه ) به قرمرض مراجعه مینمایند.

غار تاریخی خانه سر:

غار تاریخی خانه سر در كیلومتر 5 جاده نكا – بهشهر در شرق نكا ودر نزدیكی روستای كمیشان قرار دارد . تاریخی بودن این غار به اثبات رسیده و از مجموعه  غارهای تاریخی ( هوتو – كمربند و...) می باشد .

جاذبه های مذهبی :

وجود امامزاده های فراوان در منطقه نشان از قدمت تشیع در استان مازندران و شهرستان نكا می باشد . معروف ترین  این امامزاده ها  عبارتند از :  امامزاده پنج تن ارم ، امامزاده عبدالله اطرب ، امامزاده یحیی سیكا ، امامزاده ابراهیم و امامزاده قاسم و امامزاده شاهرضا لائی


طبقه بندی: همه چیز درباره شهرستان نکا،
[ 1391/04/16 ] [ 08:11 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

نكا یكی از شهرستان های استان مازندران است كه در مختصات جغرافیایی  53 درجه و 20 دقیقه ی طول شرقی و 36 درجه و 40 دقیقه ی عرض شمالی واقع گردیده است .

این شهرستان با وسعت تقریبی 1865 كیلومتر مربع در شمال ایران و شرق مازندران در 21 كیلومتری شرق ساری ،20 كیلومتری غرب بهشهر و 280 كیلومتری شمال شرقی تهران قرار گرفته است .

از شرق به  بهشهر ، از شمال به دریای خزر ، از جنوب به رشته كوه البرز و نهایتاً به استان سمنان و از غرب به بخش میاندرود شهرستان ساری متصل می باشد .

شهر نكا از نظر ارتفاع در سطح 45 متری آبهای آزاد جهان قرار دارد . طبق آخرین آمار در سال 1384 تعداد جمعیت شهرستان نكا  بیش از 110 هزار نفر می باشد . شكل هندسی آن هلالی بوده و گسترش آن از ساحل تا منتهی الیه رشته كوه البرز به طول تقریبی 114 كیلومتر و عرض 12 كیلومتر می باشد كه تقریباً یك چهارم آن جلگه ای و بیش از سه چهارم آن كوهپایه ای می باشد . فاصله شهر تا دریا حدود 25 كیلومتر می باشد .

شهرستان نكا طبق آخرین تقسیمات كشوری دارای 125 آبادی می باشد كه بیشتر آنها در منطقه كوهستانی ( بخش هزارجریب) قرار دارند .


طبقه بندی: همه چیز درباره شهرستان نکا،
[ 1391/04/16 ] [ 08:10 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
نکا در عرض جغرافیایی 36 درجه و 39 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی53 درجه و 19دقیقه غربی نصف النهارگرینویچ در22کیلومتری جنوب دریای مازندران نهاده و به کوهستان تکیه داده است. رود نکا از میان شهر می گذرد و راه آهن سراسری از آن عبور می کند. در باره پیشینه شهر نکا سیروس مهدوی ،محقق و نویسنده صاحب نام و صاحب اثر ، ساکن قائمشهر میباشد .شغل کسبی او سر دفتر داری ثبت واسناد میباشد. اما اشتغال به تحقیق و تتبع در تاریخ و فرهنگ ،بخصوص مازندران ،و نوشتن دهها مقاله در روزنامه ها و مجلات و دائره المعارف ها و چاپ اثر گرانسنگ با نام رجال تاریخ بیقهی نام او را در عداد بزرگان و دانشمندان تاثیر گزار قرار داده است.تحصیلات دانشگاهی او در رشته تئاتر و در کشور سوئیس رقم خورده است اما علاقه او به تاریخ و فرهنگ موجب گشته تا رشته تئاتر را، که گارگردانی چند نمایشنامه هم در سابقه فعالیت های فرهنگی او موجب گشته، رها کند و به تتبع در تاریخ بیهقی ، مشغول گردد. حاصل زحمات او چاپ کتاب رجال تاریخ بیقهی در دو جلد میباشد. از جمله فعالیتهای او نوشتن برخی مقالات در دائره المعارف تشیع مبیاشد. استاد مهدوی علاوه بر ان صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه وزین اباختر میباشد. اباختر به قلم تنی چند از اساتید و دانشمندان ایرانی ، داخلی و خارج نشین ،منتشر میگردد و در بین اهل فرهنگ از جایگاه ممتازی بر خوردار است. او همچنین موسس و مدیر مرکز مطالعات ایرانی است که در ساری مستقر بوده و در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران و مازندران فعالیتهای انتشاراتی داشته و به بر گزاری سمینار و... اقدام میناید.رسانه های داخلی از جمله نشریات ، رادیو و تلوزیون هر از گاهی در قالب بر نامه های موضوعی و یا سلسله مباحث تاریخی میزبان این محقق ارزنده بوده ورادیوی مازندران ، بخصوص در برنامه های سریالی سخنان او را در باب تاریخ و فرهنگ ایران و مازندران منتشر میکند.مطبی که در ادامه میاید بر گرفته از یکی از برنامه های رادیویی ایشان میباشد و در اینده نیز مقالات دیگری از همین منبع چاپ خواهد شد. اقتضای گفتار و شرح شفاهی مطلب در رادیو موجب گشته تا مطلب اندکی از وجهه نوشتاری دور باشد و تسلسل مطلب نیز مقتضی شرائط ذکر شده باشد – شرح مختصر از باب معرفی اجمالی استاد بوده و در شماره های اتی انشاء الله به معرفی کاملتر ایشان پرداخته خواهد شد نکا در عرض جغرافیایی 36 درجه و 39 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی53 درجه و 19دقیقه غربی نصف النهارگرینویچ در22کیلومتری جنوب دریای مازندران نهاده و به کوهستان تکیه داده است. رود نکا از میان شهر می گذرد و راه آهن سراسری از آن عبور می کند. رابینو از این مکان گذشته و آنرا شرح داده است. وی از کتیبه امامزاده نکا که تاریخ آن اول محرم سال 870 هجری قمری بود، یاد می کند. رابینو شبی را در نارنج باغ که از محلات نکا بشمار میرفت ، بسر برده است. او همچنین از اسماعیل اقا محله و علی کنده و امام زاده شازدان یاد میکند. واز انجا به سیاوش کلا میرود.احتمال دارد که شهر قدیمی مهروان یا مهربان بر جای نکا نهاده بوده است.استخری انرا پس از ساری ذکر کرده و یاقوت گفته است که مهروان در بخش هموار تبرستان قرار دارد. از مهروان 1000مرد پاسداری می کرده اند. ظهیرالدین مرعشی می گوید مهروان که به میروانجو آوازه دارد در ولایت ساری است و حد شرقی آن قراطفان باشد. رابینو می گوید که روستای نداف خیل را قبلاًمهرون کلا می گفتند این روستا در 6کیلومتری شمال راه اسفالته نکا- بهشهر نهاده است در شمال رود نکا ارتفاعاتی نهاده است که از شرق به کوههای رادکان و از غرب به رود نکا محدود می شود. از ارتفاع این کوهها از شرق به غرب کاسته می شود. مرتفع ترین قله در روستای بار کلا 2200متر و در آغوزدره 2100متر ودر شمال نیالا 1800متر و در شمال یخکش1700متر و در غرب زلت1200متر می باشد. این کوهها به نام رشته کوه جهان مورا آوازه دارد. وسعت دامنه شمالی جهان مورا بیشتر از دامنه های جنوبی است. و از سوی جنوب تا رود نکا(در نیالا) به 7کیلو متر می رسد. شیب دامنه های شمالی جهان مورا کمتر و در دامنه های جنوبی بیشتر است. بارش های دامنه های جنوبی وسیله ی رودهای فرعی به رود نکا سرازیر می شود. در بعضی نقاط (جنوب یخکش)با بریدگی حدود200متر به رود نکا ملحق می شود. دامنه شمالی ارتفاعات جهان مورا پوشیده از درختان جنگلی انبوه بوده است. و از غنی ترین اراضی جنگلی استان شمرده می شود. البته قطع درخت بطور غیر اصولی موجب ایجاد سیل هایی در سالهای اخیر شد که صدمات فراوان به بار آورد. نکاتی در باره نکا: در 7-1276 میرزا ابراهیم نامی در 29 رمضان 1276 تا 20 ذیقعده 1277 سفری به مازندران کرده است و گزارش این سفر را برای درن نوشته است. این اثر از بایگانی علوم روسیه بدست امده است. او از راه اشرف یعنی بهشهر به نکا گذری دارد. میرزا ابراهیم نکا را نیکاح با حا حلقوی نوشته است.او میگوید که از راه اشرف به نیکاح 4 فرسخ است .سپس تا رودخانه چاله پل می آیدو می گوید اینها داخل بلوک میاندورودو قره طغان است.طرف راست دهات گلستان و عمارت سرو و محله جعفر اقا و سیاوش کلا و نارنج باغ و پل دوچشمه بزرگ نیکاح است.گذشته محله قزلی است که طایفه گرائیلی سکنی دارد و اب رودخانه نکا از شمشیر بر می ایدو از چمن گوهر باران داخل دریا می شود. این رودخانه معدن اهن دارد. نیکاح چند محله دارد.از جمله اومال ،قلعه سر ،دوغانلی،نودیک ، قزلی، که طایفه گرائیلی ساکنند.طایفه گرائیلی را اقا محمد خان از گالپوش کنار گرگان اورده است.اینان به زبان ترکی ترکمانی تکلم مینماید. و 240 سوارند و ابواب جمعی نور محمد خان قجر سه نفر سر کرده دارند.یکی نظر خان بزرگ با یکصد سوار ،نظر خان کوچک با 70 سوار ،و هاشمخان با 70 سوار . جمع ترکان گرائیلی و اصانلو و قلیچی و افغان 500 سوارند. در نیکاح اهالی مازندرانی کمتر ساکنند و بیشتر گرائیلی هستند.محصول نیکاح گندم ،جو ،پنبه و اندکی پشم و نیشکر است.سمت شرقی نیکاح قره طغان است. نیکاح از قرا تپه دو فرسخ و به شاطر گنبد دو فرسخ و به ساری 4 فرسخ و به کنار دریا سه فرسخ است و تاسمسکنده بقول عباسقلی میرزا دو فرسخ ونیم است و برای رسیدن به ان باید از قزلی محله و از پل سنگی کوچک و باغ توت بگذریم. دست چپ کنار خیابان و دامنه کوه، قبرستان و امامزاده سفالپوش است که یک درخت کوچک دارد. اسمش امامزاده عبدالله است . پس از گذر از جوی اب دست راست نودیک است که تپه ای دارد. می رسد به چشمه سرولیجی محله که مرداب کوچکی داردودست راست واقع است و باغ توت تپه بزرگ هم میباشد.و از چهار پل چوبی گذشته میان خیابان به قدر 304 قدم اب است و پیرامونش مزرعه می باشد و مال قریه اسرم است. نبرد تیمور گورکانی در قره طغان نکاروی داد.سید کمال الدین مرعشی که می دانست تیمور قصد اموال و دارایی های مرعشیان را دارد و اگر جنگ به شهر های پر جمعیت کشد ، بساکه قتل عام نصیب افتد. بنا براین در قره طغان سنگر بست. روز 6 ذیقعده سال 794 تیمور با مرعشیان در قره طغان روبرو شد. سادات مرعشی با دلاوری و بی باکی بسیاری از تیموریان را به خاک کشیدند. شب هنگام تا سحر نیز از لای درختان بر سر و روی دشمنان تیر می باراندند. با مداد روز دوم نبرد کمال الدین مرعشی، شخصی را به میانجیگری نزد تیمور فرستاد ،اما تیمور نپذیرفت.روز دوم مرعشیان شمار بسیاری از دشمن را به خاک و خون کشیدند. ولی در برابر در یای بیکران لشکر تیمور پایداری نتوانستند و ناگزیر پشت به هزیمت دادند.


طبقه بندی: همه چیز درباره شهرستان نکا،
[ 1391/04/16 ] [ 08:09 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
نوروز خوانی


همی خوانم امام اولین را        

شه کشور امیرالمومنین را

وصی و جانشین یعنی علی (ع) را

                   به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

                   دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام دومین هم دسته ی گل

شفاعت می کند او بر سر پل

حسن بابش سوار است او به دلدل

                   به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

                   دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام سومین شاه جهان است

بود نامش حسین شاه یگانه ست

محمد را بمحراب می رساند

                   به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

                   دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام چارمین زین العباد است

گل باغ حسین اما مراد است

                   به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

                   دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام پنجمین پنجاه بلا را

بگردان دور از این دولتسرا را

خصوصا هم از این دولتسرا را

                   به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

                   دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

امام ششمین شاه مدینه

الهی نوجوانت بد نبینه

الهی نوجوانت خیر ببینه

گل عشرت به کام دل بچینه

                   به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

                   دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

..... همین طور ادامه میدهند تا ائمه بعدی علیهماالسلام ...

امام دوازدهم مهدیش نام است

تمام کل عالم را امام است

بدانید حضرت صاحب زمان است

                   به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

                   دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

خدایا صاحبخانه را خوشحال گردان

جوانان ورا داماد گردان

عروسش صاحب اولاد گردان

                   به یاسین و الف ؛ ل ( الف لام ) و به فیروز

                   دهید مژده که آمد عید نـــــــوروز

...

هوا سرد است و بگرفته صدایم

که چند تا تخم مرغ باشد دوایم

ایا همشیره ی فرخ لقایم

بکش زحمت بیار عیدی برایم

جوانت خیر ببینه از دعایم

.....

غالبا پس از وصف دوازده امام (ع) ، تا حق خویش ( منظور صله خویش ) را از صاحبخانه ها نمی گرفتند مثل : برنج ،‌نان ، تخم مرغ ، پول و ... اشعار را این بار با وصف صاحبخانه و اهل بیت او را ادامه می دادند : ¯

اول نمایم من سلام

من بعد از این گویم کلام

بر اهل خانه بالتمام

چه از پیر و چه از جوان

                   باد بهاران آمد

                   گل در گلستان آمد

                   مژده دهید بر دوستان

                   این سال نو باز آمد

مشدی آبجی با خدا

گل پسرها کنی زوما

وره بوری حمام شا ه

دو دست شمع یک دست حنا

بنده بیم موارك وا

                   باد بهاران آمد

                   گل در گلستان آمد

                   مژده دهید بر دوستان

                   این سال نو باز آمد

مشدی آقای با ایمان

تی دست بوره جیف  میان

ته در بیار پنج تا تومان

کرم کن به نوروزه خوان

نوروز خوان گیرنه انعام

هر جا بیرم  پنج تا تومان

رد نومبه هیچ دودمان

علی الخصوص این دودمان

                   باد بهاران آمد

                   گل در گلستان آمد

                   مژده دهید بر دوستان

                   این سال نو باز آمد



طبقه بندی: نوروز خوانی مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 21:43 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
یه توریست به مازندرانیه میگه:

hello،can you help me

مازندرانیه میگه من که نفهمسمه ته چچی بتی ولی محض احتیاط شه گی بخر


اتل متل گزنه

مه دل تسه لرزنه

اتل متل ترش آش

مواظب خودش باش


عربیم خوب نیست ولی (انت فی قلبی)

انگلیسی زیاد بلد نیستم ولی (i love you )

فارسیم لهجه داره ولی (دوستت دارم)

ولی مازندرانیم قیامته ( گج لوچتم )




انواع خوشامدگویی زنان به شوهرانشان:

زن تهرانی : سلام عشق من

زن ترک : خوش گلدی

زن کرد : خوش آتی آقا

زن مازندرانی : یا حضرت عبای ای بیمو



پچلیك چیست؟
نوعی حمله وحشیانه زنان شمالیست كه پوست بدن را360 درجه میچرخانند وباعث تسلیم شدن بلافاصله فرد وگفتن كلمه گی بخردمه میشود




ه شمالیه میگن رابطه ات با زنت چطوره؟

میگه خیلی بهم احترام میذاره هروقت میخوام حرف بزنم میگه گی نخر

هیچ وقت به من نگفته گی بخر


جشنواره فیلم های مازندرانی:به خاطر یک میس کیی پلا.من ذلفعلی ۲۴سال دارمه.کیجابابلی باکلوشهای لاستیکی.بیا تیمجار دله تره کار دارمه.


هیچ گوهی نوونی چیست؟ نوید آینده ای مبهم از سوی والدین مازنی به فرزندان


ریکا دوبیر چیست؟ دستور تهاجمی یک مازندرانی برای گرفتن نذرى


مبل سر نیشتى:پیته لمه ره یادنكن.
سرمایه داربیى:فقیرى ره یادنكن.
زبون خارجى یادبیتى:مازرونی ره یادنكن.
چهارنفر رییس بیى:گت و كچیكى ره یادنكن.
ته وضع خاره ،ارباب بیى:شه رعیتى ره یادنكن.
ته كت وشلوارنوبیه:احوالپرسى ره یاد نكن.
وقتى كه راحت مجنى:لینگ تلى ره یادنكن.
آلو طلایى خرنى:ترش حلى ره یاد نکن.



مازندرانیه میفهمه میخوان ماهواره ها رو جمع کنند،رو دیشش مینویسه 5 منه پج


مازندرانی ها دروغ گفتن را از صبح زود آغاز میکنند :

هرس ، هرس شو بیه !!


زک چیست ؟

کلمه ای مازندرانی که معادل فارسی ندارد ، داخل دماغ تشکیل میشود و با انگشت اشاره خارج وبه زیر فرش و یا دیوار به صورت محرمانه مالیده میشود


شی خواخر چیست ؟

موجودیست فضول ، عصبی ، حسود و شغل اصلی این موجود دلالی است

متخصص به هم زدن رابطه برار و برارزن ،

و بعد از موفقیت میگه " وه مگه چیشی بتمه "


گی چنگ زن کیست ؟

آدم علاف و بیکاری که بدرد هیچ کاری نمیخورد !


ممرضا گوشه اتاق ساکت نشسته بود ،چشمانش نغمه ی غم انگیزی را تداعی میکرد.

به گلهای قالی زل زده بود که خواهرش داد زد:

"ننا ننا ممرضا گی بزو"


منوی شام درمازندران:
شب اول منزل صنمبرخاله پیش غذا؛ لوبیاپته بانارنج او. غذای اصلی؛ کهی پلاباگوجه خرش دسر؛پشته زیک با بئودونه. سوپرایز؛چکه سما


تعارف مازندرانی ها برای نگه داشتن مهمان :

جان من شلوار ره در بیار


گوجه خرشت چیست ؟

نوعی پیتزای محلی که خاصیت خاویار دارد و هفته ای 2بار در سبد خانواده های مازندرانی قرار میگیرد و فرزندان با جمله " پاره بییمه جان مار" از مادر خود تشکر میکنند !


به یه مازندرانیه میگن با بقیه جمله بساز میگه من امروز بستنی بخردمه .
میگن پس بقیه چی؟ میگه بقیه مه گی ره بخرن!


به مازندرانیه میگن: نماز می خونی؟ میگه عادت ندارمه.
میگن روزه گیرنی؟ میگه طاقت ندارمه.
میگن افطار و سحر خرنی؟ میگه اره انده دیگه کافر نیمه !!!


زن مازندرانیه میره بانک یارانه شو بگیره .
بانکیه میگه:بریزم به حساب جاریتون؟
زنه میگه: نه بریز به حساب خودم. می جاری بمیره ایشالا، بانک دله هم وه هوا ره دارنه!!!


به مازندرانیه میگن شما در برابر تهاجم فرهنگی چگونه ایستادگی میکنید؟

میگه : اما عادت ندارمی ایستاده گی هاکنیم ،
حتما ونه هنیشیم گی هاکنیم



واکنش مردهای مازنی در برابر رنگ شدن موی خانمشان:

ته اون خی کله ره تخت سر بشورن

سر دله ره بری بوردی


اتا مردی بورده جنگل بدیه دار لاپه دتا گته چش دیاره

باته ته ببری ؟ باته نا!

باته پلنگی ؟ باته نا!

باته شالی ؟ باته نا !

باته چشی هسی؟ باته کامبیزمه کامبیز !

باته ته چش چنده گته ؟!
باته کندس بخردمه مره گی دماسه !!






بابلی رفت تو جنگل داد زد:

شیر خرمه ، پلنگ خرمه،ببر خرمه،...

یکدفعه شیر کنارش ظاهر شد .

بابلیه گفت : بعضی وقتها گی اضافه خرمه !



ادبیات مردان مازندرانی هنگام بیماری همسرشان:

دوران نامزدی: مه جان در بوره من ته جا مریض بووم!

سال اول ازدواج:عزیز دکتر بوریم !

سال دوم:چنده ته مریض بونی !‍
چند سال بعد:سقد نوونی ته دست جا راحت بووم...!


معلم : 10 تا سیب داریم ، من 9 تاشونو میخورم

حالا چندتا سیب میمونه ؟

بچه مازندرانی : چی موندنه ! همون اتا ره هم شه بخر !
بدبخت سه نخرده گدا سگ !


بابلیه میره غار حرا ، جبرئیل بهش میگه : اقرا ؛ میگه یعنی چی ؟

جبرئیل میگه :یعنی بخوان

بابلیه میگه : کیجا امیرکلایی ، پریشو داشتی ماهی
ماهی تلی چه نیتی من بمیرم من بمیرم.....



کاش من کلاجی بوم روی پرتقال دار و تو با رزین منو میزدی ومن در

کشه تو میمردم



بابلیه مرده شور میشه میره یه مُرده رو بشوره به خانواده ی مرده

میگه : شاباش هادین صابون کف ندنه



رفق تسه چی جور بیتاب بییمه

خسه بلبل دل کباب بییمه

مثل کویر تسه لاب لاب بییمه

تسه مثل رنگ شراب بییمه



مراسم عقد دختر بابلی : ندومبه ، چدومبه ، قیافه

ندارنه ، درککه اره !


کینگِ سو چیست ؟ نوعی ورزش کششی مازندرانی برای

نزدیک شدن به سفره !



مازندرانی میره آزمایشگاه آزمایش میده. پرستار میگه پول آزمایشت

شده 35000 هزار تومن طرف میگه چه خَوِره ، مه گیره هاده

من بَوِرم



ته دلتنگی مره عاجز هاکرده

مه سر و صورته قرمز هاکرده

شه دله هدامه به ته امانت

ته معرفت مره رز رز هاکرده




نیسان سایپا با 2 تن پِرتقال مِره بزو نکوشته ولی

تِه معرفت مره بکوشته




مازندرانی ترین sms سال : رزین محبتت میچکای دلم را پتکا کرد


در زندگی مثل "خی " باش تا مشکلات را مثل "لم‌" کنار بزنی و در مسیر ترقی "فس " کنی و بری


روز قیامت بابلیه با یک نیسان پر از حیوون با سرعت میرفته طرف بهشت ، ازش میپرسن کجا ؟ میگه : بورین کنار من حضرت نوح هستمه ، کشتی ره بروتمه نیسان بخریمه



چش چرون شمالی کیست ؟

فردی است که در عروسیها هی داد میزند:
زنانسه پلا بیارین


همچون کچلیک در راغون عشقت میسوزم

بی مرام پشتیمم کن



زن مازندرانی مرغشو شغال میبره نمیتونه پس بگیره میگه:
درکه بخر به نیت مه شیمار



دو تا مازندرانی میرن کشور فرانسه یه دختر مازندرانی می بینن میگن : کیجا کیجا تره شال بخره !!دختره میگه : بمیرین اینجه هم اما ره ول نکننی


یه مازندرانی مار تو شیشه الکل میبینه ، میگه : یا پهنه کلا ، همه چی بدیمی ،مر ترشی ندیمی


در برنج کیسه ای عشقت نیم دانه ای بیش نیستم ، بی وفا مه ره شل نپج


لینگ بی کلوش ، هیمه به دوش ، وشنا بتیم ، اسیرتیم



از دوری تو چشام سلیک بست ، در باغ دلم خربزه کاشتم کچلیک بست


ته دلتنگی مه ره عاجز هاکرده ، مه سر و صورت ره قرمز هاکرده ، شه دل ره هدامه به ته امانت ، ته معرفت مه ره رز رز هاکرده


سه تا از  خطرناک ترین انواع مار در مازندران : زنمار ، شیمار ، خوردمار


تره ترکانم چیست؟
ضربه ی شدید روحی که یک گیلک قبل از دعوا به حریف وارد میکند!


بهار چه خشه هلی ته تی بیاره

خور چه خشه که پاپلی بیاره

نشا چه خشه بینج صدری بیاره

صدا چه خشه صوت علی بیاره



سارویه پولدار میشه بچه شو میبره لندن مهدکودک

 انگلیسی یاد بگیره بعد یک سال میره لندن میبینه

 بچه های آنجا میگن ((ممتقی ته پیربیمو))



التماس یه مازندرانی به عابر بانك:

غلط هاكردمه، نفهمستمه،

مه سر بخره پول نخواستمه،

جان ته مار فقط مه گواهینامه ره هاده



دفترچه تلفن یک مازندرانی :

اباس

بنام

تویز روغن

حسنلی

رزا

زرا

سد جواد

فراد دایی

کرش

کلثوم خاله

مندلی

میدی

هامد داداش

ییا



پچلیک چیست ؟؟؟! حرکتی تقریبا رزمی که زنان غیور مازنی معمولا نشسته و ناگهانی برای اهلی کردن فرزندانشان استفاده می کنند.


کولر و پنکه مه جان کوه نبونه.نوشمک و یخمک ییلاق او نبونه.چش وسته هیچی مثل خو نبونه.هزار مملکت کارمزد سوادکوه نبونه




طبقه بندی: مجموعه اس ام اس مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 20:18 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

 

اتی که تسر دکته، دابوی شالِ سر نکِته

اش رِ ورْفِ روز کشِننّه

کوزِ پشت رِ چو نخوانه، تیمِجار چه شونه

اشِ ره کشمه، پلنگ ره دار کمه

پلنگِ لاش سر ارمجی، تن نشونه

تی شی شال بوهه، ته آرد گوآل بوهه

خی کله، خی عملِ انه

این هوای دله، خی تیمِجار نشونه

تِ جنّ ورگ بخرده

تلاکته، بورده شالِ پیشواز

شالی که ماهی بخرِده، دِریو رِ میون کنه

کچیک خی وراز وونه، کچیک رو هراز وونه

وگ، کَوَز دوش هیته

ورگ دکته صد تا ره، بورده مِ اتا ره

ونه شیر، شکار هکنه، شال بخره

ورگ بزو، شالِ سِ دکته

اتا مرغنه بکرده، اونهم بی زردی

بوتمی خرس کدخدائه، نَونسمی خرس خی خدائه

بوتنه که: خی وچه زنه یا مرغنه کنّه؟ بوته: از این حرامی هرچی بوّی، بر اِنه

تِ پِر سَرین، لرگه کتین بیه، اسا کینگ بن سِ بالشِ قو خوانی

تشی کِلی سر، باغ بیتی؟

سنگ شِ سنگ رج دارنه، گسفن شِ دیما

شال، پوسه کلا رِ گیر بیارده

شالِ دس، گو بتیم بسپرسی؟

شال رِ بَوتنه: تِ دو چنّهِءِ؟ بوته: ون بوینم پشتِ سر تو چنّهءِ؟

شالِ بوتنه تِ گواه کیه؟ بوته: مِ(مه) دِم

شالِ شکار شونی، شِرِ اسلحه دار

شال که چشته بخرده، دریوکنار رِ چش اینگنّه

شلِ ورگ روزی، راه دره

شو سیو، گو سیو

گسفن هرچی لاغر بوشه، شی می سر خسنه

 

 

 

دله گزنا ، دیا امزنا

اتتا بی نماز وسه ، در مسجد ر نوننه.

یا گرد بونه یا چارسی

پیشین دمالین پله

رحمت بر کفن دز پیشین

آسمون کینگ بنه ننه

سر بیی په کچه بسیاره

آقا نوکر دارنه نوکر چاکر دارنه

ارباب که سره نوکر اتتا نون گلی وسسه

مردم آه اثر کنه سرشو نکرده سحر کنه

اتتا اودنگ چال ره هفت تا شاب مجنه

اتتا بار گاز اتتا بار ناز

اتتا بز کمتر اتتا هه کمتر

اتتا خرابه حموم هفتا جمه دار

اتتا درو گنه اتتا پون دنه

اتتا دززه اتتا دسگ

اتتا زننه دتا حساب کننه

اتتا کچه راغون دارنه همه شو مهمون دارنه

اتتا کرک هفتا ورگ

اتتا کل مرغنه بکرده بی زردی

اتتا کل مرغنه این همه جاوزه

اتتا گل زور صد من دونه ره خراب کنه

اتتا گوکله ونه بخردن تا وره حالی هاکردن

اتتا دفه دمه اتتا دفه لمه

اسیو شونی چلکه نار صحرا شونی وچه نار

از هول هن هلوم دکته

اسا خر بیار نپجا باکله بار هاکن

اسا که جهنم شومه چه کینگ سو بورم

اسا که کار به لاک برسیه بی لاک سما کمی

اسا که هر انه پر انه

اسب بار کجه کشی باربن ره قایم کننه

اسب با بار بورده کشی باربن دمال چرخ گیرنه

اتتی نوم کننه شه چاشت و شوم کننه

اسب ره اسب جا دون گو ره گو جا

اسب خامی نال هاکنیم خر چه دس ره پیش ایارنه

اسب هدا خر هایته خشالی پر هایته

اسب که ته نیه پالون سپل نخرنه

بار ره کشی دارنه زن ره شی

اسب هاکردن خر بخردن

اسپیجن افتاب روز اسب دم ره گر گنه

اسیو سر تک تک زن

اش ره کشنه پلنگ ره دار کننه

اشکم زیر دسه هر چی دکنی مسه

اشکم که مشته وقت گپ و گشته

اگر شونس داشتمی گهره کتمی مردمی

وچه تا برمه نکرده مار وره شیر ندنه

اگر تو بینج کری مه کلا ته کیله

اگر تو کوج اغوزی من ول تک چاقومه

اگر ره دکاشتنه در نمو

اگر گوش عزیزه گواشوار هم عزیزه

اگر این زوون ره ناشتبو وره شال خرده

اما بوردمی عاروس وین عاروس بورده کنس چین

امه بشسسه دل ورف او کار دنیه

امه ساق سر گیرنه امه دوش سر پینه کنه

فلانی جا نماز او کشنه

اننه گو تلار تش هدا اینتا که وره کرسه

انگیر انگیر جا رنگ گیرنه همسایه همسایه جا فن گیرنه

اننه هسه مره وسه

انگیر نئی خوانی ممیج بوی ؟

او بکننی کیله یور شونه

او بورده کیله او شونه

فلانی او بیارده پیته و وا بیارده کنگل هسه

او تپه بیه چال بورده

اوجی دله مهره

او خرمه کیله نون خرمه پیله

فلانی او ره پرزو کننه

او ره پل بن در کننه

اوسار ول و ویل دارنه هر کس شه ایل دارنه

اون ماقع که ته خر زنه مه خر کره زنه

اون که ته فنه مه کال چرم بننه

اون موقع دنون داشتمی نون ناشتمی اسا که نون دارمی دنون نارمی

اونی که دوسسه نمک اتتا انگوسه

اوی جا کئی چلیک وریجنه

این او این اسیو ره ناردنه

وشون او اتتا کیله نشونه

اوی سر راغون گیرنه

او که بکلسه بنشنه جم هاکردن

این امامزاده موجز نارنه

این امامزاده ول چونه ره خار نکنه

اینجه ره گنه بهنمیر دارنی بخر نارنی بمیر

اینجه ره گنه همه دون من تره دون ته مره دون

این ره خرنی دنگله بوریج خرنی بخر نخرنی بوریج

رسوایی ره سگ نخرنه

اتتا گوش دره این گوش دروازه

این لم ره بی خی نیه(کاسه ای زیر نیم کاسه است)

اییا شه رج ره گم بکنه تله کفنه




طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:52 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

آدم پرگو، سس دنگ زنده

ترجمه فارسی : آدم پر گوی سبوس می کوبد

مفهوم کنایی : پرگویی حاصلی ندارد

بیت متناسب : سخن کم گوی تا در کار گیرند   که در بسیار، بد بسیار گیرند     « سعدی »

 

آدم به دعا نیمو که به نفرینگ بوره

ترجمه فارسی : آدم با دعا نیامد که به نفرین برود

مفهوم کنایی : خواسته ی بدخواهان تحقق نمی یابد

معادل فارسی : به دعای کسی نیامده ایم که به نفرین کسی برویم

آدم برنه، اُی جُل جِه نتِرسِنه

ترجمه فارسی : آدم برهنه از آب گود نمی ترسد

مفهوم کنایی : انسان ندار از پیشامدها هراسی ندارد

معادل فارسی : از برهنه پوستین کی برکنی از ده ویران که ستاند خراج

بیت متناسب : از پی کاروان تهیدستان    شاد و ایمن روند چون مستان       « اوحدی »

 

آخرش ورف او بونه، گی در کفنه

ترجمه فارسی : آخرش برف آب می شود و... آشکار می گردد

مفهوم کنایی : راز کار خلاف روزی آشکار می شود

معادل فارسی : آنچه در دیگ است به کمچه در می آید آبستنی نهان بود و زادن آشکار

 

ابکش جری ر گنه د سولاخه

ترجمه فارسی : آبکش به آفتابه می گوید دو سوراخه

مفهوم کنایی : خودش عیب دارد از دیگران عیب جویی می کند

معادل فارسی: دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه - آبکش به کفگیر می گوید نه سوراخ داری - دنیا را ببین چه فنده کور به کچل می خنده

 

آبرو ر بز نارنه که ونه دم هوائه

ترجمه فارسی : بز بی آبروست که دمش هوا است

مفهوم کنایی : کاری خلاف انجام ندادم که شرمنده باشم

معادل فارسی : طلا که پاک است چه منتش به خاک است- آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

بیت متناسب : دریای محیط را که پاک است  از پوز دهان سگ چه باک است       « سعدی »

 




طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:51 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

آش دله مرجیه/ نخده/ ماشه

ترجمه فارسی : عدس/ نخود/ ماش هر آش است

مفهوم کنایی : در همه کار دخالت می کند

 

آشپج که دتا بیه، پِرزور سگ ورنه

ترجمه فارسی : آشپز که دو تا شد قاب دستمال را سگ می دزدد

مفهوم کنایی : یک کار و دو کارفرما نمی شود

معادل فارسی: آشپزکه دوتا شد آش یا شور می شود یا بی نمک.وقتی همه کدخدا باشند خانه ویران می شود.

بیت متناسب : خردمند گوید که در یک سرای    چو فرمان دو گردد نماند به جای

فردوسی

 

آش بخارده په، کچه فراوونه

ترجمه فارسی : پس از خوردن آش چمچه فراوان می شود

مفهوم کنایی : فرصت مناسب که از دست رفت گشایش حاصل می شود

آسیه گو دوش نیه، گِنِه بِنِه تپه چالوئه

ترجمه فارسی : آسیه گاو دوشیدن نمی داند می گوید زمین ناهموار است

مفهوم کنایی : بی هنری و ناتوانی خود را توجیه می کند

معادل فارسی: عروس نمی توانست برقصد گفت اتاق کج است. به سرناچی گفتند سرنا بزن گفت کف پایم می خارد

 

آسمون دله سگ کته لئو کنده

ترجمه فارسی : در آسمان توله سگ پارس می کند

مفهوم کنایی : کاری نا ممکن است دروغی بسیار بزرگ است

معادل فارسی: دروغگو دروغ می گوید و دروغ پرداز به آن شاخ و برگ می دهد

آسمون خَرَک چمز هاکردن

ترجمه فارسی : سرو صدا کردن آسمون خرک

مفهوم کنایی : وعده ی پوچ

معادل فارسی: وقت گل نی، وعده ی سر خرمن

 

آسمون مه اسم ستاره نسا

ترجمه فارسی : در آسمان ستاره ای به نام من وجود ندارد

مفهوم کنایی : بد اقبال هستم، چیزی در بساط ندارم

معادل فارسی: در هفت آسمان یک ستاره ندارد

بیت متناسب : اشکی دگر به دیده ام ماهپاره نیست    در هفت آسمان دگرم یک ستاره نیست

آسای وِشه و صدر اعظم؟

ترجمه فارسی : بیشه ی آسا و صدر اعظم

مفهوم کنایی : این دو موضوع باهم تناسبی ندارند. طرح این پرسش نابجا است.

معادل فارسی: کرد و کربلا؟ ، سگ و خانه ی کعبه؟

 

آدم خاره شه محله سر شال بوشه، تا مردم محله سر شِر

ترجمه فارسی : آدمی در محله ی خودش شغال باشد بهتر است، تا در محله ی دیگران شیر باشد

مفهوم کنایی : زیستن در زادگاه - به هر گونه – بهتر از دیار غریب است

بیت متناسب : اگرچه ساعد شاهان بود نشیمن باز      ولی به کام دل باز آشیان باشد

اگرچه وزیر شه جهان باشد            همیشه میل دلش سوی خانمان باشد

 

آدمی ندونه که ونِه گرباز کجِه چال دره

ترجمه فارسی : آدمی نمی داند که بیل او در کجا فرو رفته است

مفهوم کنایی : انسان از زمان و مکان مرگش آگاه نیست

بیت متناسب : نداند بجز ذات پروردگار       که فردا چه بازی کند روزگار

 

آدم دِ زن دار مسجد خِسنه

ترجمه فارسی : آدم دو زنه در مسجد می خوابد

مفهوم کنایی : دو زن داری، دربدری است

معادل فارسی: جای مرد دو زنه در مسجد است

بیت متناسب : زن اول به تو حرمت گذارد     زن دوم دمار از تو برآرد

 

آدم بی حیا و سگ گیرا جِه بترس

ترجمه فارسی : از آدم بی حیا و سگ گیرنده بترس

مفهوم کنایی : از انسانهای بد نهاد باید دور شد

معادل فارسی: از سه چیز باید حذر کرد: دیوار شکسته، زن سلیطه و سگ گیرنده

 

آرد رِِ هِپاتِمه پَرجم رِ دار هاکردمِه

ترجمه فارسی : آرد را ریختم آرد بیز را آویختم

مفهوم کنایی : از ما گذشت آرزو و هوسی در ما نمانده است

معادل فارسی: آرد خود را بیختیم، آرد بیز را آویختیم

 

آدِم وشنا تیرنگ خو وینده

ترجمه فارسی : آدم گرسنه خواب تذرو می بیند

مفهوم کنایی : به آرزوی دست نیافتنی می اندیشد. نیاز، ذهن انسان را به خود معطوف می کند

معادل فارسی: مرغ گرسنه ارزن خواب می بیند

بیت متناسب : شتر در خواب بیند پنبه دانه     گهی لف لف خورد گه دانه دانه

 

آدِم نادون هشته ورزای غد دارنه

ترجمه فارسی : آدم نادان به اندازه ی یک جفت « ورزا » زور دارد

مفهوم کنایی : از روی نادانی زور می زند

معادل فارسی: آدم نفهم هزار من زور دارد

 

آدم که بِر دارنه،ونه سُووال قر دارنه

ترجمه فارسی : آدمی که کارایی دارد، پیشانی اش ورم دارد

مفهوم کنایی : انسانهای خوش طینت و کاری نشانه دارند و زود شناخته می شوند

معادل فارسی: ماستی که ترش است از تغارش پیداست

 

آدم دِ رو، مروکانیه

ترجمه فارسی : آدم دورو مانند غضروف است (گاهی خود را استخوان جا می زند و گاهی گوشت)

مفهوم کنایی : دورویی نکوهیده است

بیت متناسب : به مار ماهی مانی، نه این تمام و نه آن     منافقی چه کنی؟ مار باش یا ماهی «سعدی»

 

آدم پی یر ات دفه میرنه

ترجمه فارسی : پدر آدم یک بار می میرد

مفهوم کنایی : حادثه یکبار روی می دهد. احتیاط لازم است

معادل فارسی : حادثه خبر نمی کند. آدم یک دفعه می میرد




طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:50 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

اتا اسب وسه تا نال کم دارنه

ترجمه فارسی : یک اسب و سه تا نعل کم دارد

مفهوم کنایی : چیزی در بساط ندارد اما آرزوهای بزرگ دارد

معادل فارسی: یک قرون دارم سبزی می خوام، مهمون دارم خیلی می خوام

اتا اودنگ چال ر هفتا شاپ مجنه

ترجمه فارسی : یک چاله ی آبدنگ را با هفت گام می پیماید

مفهوم کنایی : بسیار تنبل و محتاط است

معادل فارسی: میرزا میرزا رفتن – آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخت نزند

 

ابنا غل غل چو! ته دس و بال مه هیمه چو

ترجمه فارسی : ای درنای پا نازک و پا بلند! دست و بال تو مثل چوب خشک است

مفهوم کنایی : تو خالی و بی خاصیت هستی

معادل فارسی: طبل میان تهی است

 

آه مردم اثر کنده، سرِ شو نکارده سحر کنده

ترجمه فارسی : آه مردم اثر میکند، سر شب اثر نکند سحر اثر میکند

مفهوم کنایی : ستمگر به سزای کردارش می رسد

معادل فارسی: دیدی که خون ناحق پروانه شمع را  چندان امان نداد که شب را سحر کند

 

آمنه نو کوش دارنه، چه رفت و روش دارنه

ترجمه فارسی : آمنه کفش نو دارد، چه بیا و برویی دارد

مفهوم کنایی : تازه به دوران رسیده است. ندید بدید است

معادل فارسی: ندید بدید وقتی بدید زجا پرید

 

آمنه مار آمنه بزا،هنیشته دردونه بزا

ترجمه فارسی : مادر آمنه آمنه زایید، پس از این همه انتظار دردانه زایید

مفهوم کنایی : بچه ای لوس آورد

معادل فارسی: ناز پرورد تنعم نبرد به راه دوست

بیت متناسب : بچه ی خویش را به ناز مدار   نظرش هم ز کار باز مدار

 

آک کش، پلا ر لاک کش

ترجمه فارسی : آبکش برنج را تو لاک بریز (تا من بخورم)

مفهوم کنایی : بسیار تنبل است. کار را آسان می پندارد.

معادل فارسی: جان نکنده به تن است. آهنگری کاری نیست آهن را پهن کردی بیل می شود، درازش کردی میل.

 

آقا که سِره، یتیم رِ نصف نون وسه

ترجمه فارسی : آقا که سیر است برای یتیم نصف نان کافی است

مفهوم کنایی : فرادست نسبت به نیاز فرودست بی اعتناست

معادل فارسی: سیر از گرسنه خبر ندارد، سواره از پیاده

 

آقا شفیع تور دسه / تور دم بیه

ترجمه فارسی : دسته ی تبر آقا شفیع شده است

مفهوم کنایی : در کارش اراده ندارد. پیرو دیگران و وسواسی است

معادل فارسی: دهن بین است

بیت متناسب : این گره در کار من از سوزن عیسی فتاد   چاره جوییهای غم خوران مرا بیچاره کرد

 

آقا درویش نه راه پس دارنه، نه راه پیش

ترجمه فارسی : آقا درویش نه راه پس دارد نه راه پیش

مفهوم کنایی : از همه جا درمانده است

معادل فارسی: نه راه پس نه راه پیش- نه راه گریز نه دست ستیز

بیت متناسب : نه ز پس راه باید و نه زپیش    نه ز بیگانه در رسد نه به خویش

اوحدی

آقا بیاره غوزه، خانم مخمل بدوزه

ترجمه فارسی : آقا غوزه بیاورد تا خانم مخمل بدوزد

مفهوم کنایی : هنگامی که امکانات فراهم باشد کار پیش می رود

معادل فارسی: بی مایه قطیر است- از شما عباسی از ما رقاصی

 

آقا نوکر داینه، نوکر چاکر داینه

ترجمه فارسی : آقا نوکر دارد، نوکر چاکر دارد

مفهوم کنایی : ادای بزرگان را در می آورد و وظیفه اش را به دیگران محول می کند

معادل فارسی: نوکر ما نوکر دارد، نوکرش هم چاکر دارد

 

افتاب ر لو آیته

ترجمه فارسی : آفتاب را لگد زد

مفهوم کنایی : حقیقت روشن را با دروغ پوشاند

معادل فارسی: آفتاب را به گل اندودن

آغوز خوانی بخری و ونه چک چک ر نشتویی

ترجمه فارسی : می خواهی گردو بخوری و صدای شکستنش را نشنوی

مفهوم کنایی : رسیدن به خواسته ها با رنج همراه است

معادل فارسی: خربزه می خوری پای لرزش هم بنشین

آغوز/ آغوز روشائه

ترجمه فارسی : چوب (روشای) گردو است

مفهوم کنایی : بلند قد و لاغر است




طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:49 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

اتا ( نا ) قربونِ صدتا ( اره )!

ترجمه فارسی : یک نه به قربان صد آری!

مفهوم کنایی : آری گفتن و پذیرفتن تعهد، دردسر دارد!

معادل فارسی: ( بلد نیستم ) راحت جان است. بله گفتم بلا دیدم. یک نه و صدهزار راحت جان.

بیت متناسب :مرد خاموش در امان خداست   آدمی از زبان خود به بلاست

 

اتا ماقع دزد بیه، که روز بَیّه!

ترجمه فارسی : هنگامی دزد شد ( به دزدی رفت ) که روز شد!

مفهوم کنایی : بی موقع و دیر تصمیم گرفت. آدمی بد اقبال است.

معادل فارسی: عروس که به ما رسید، شب کوتاه شد. ما که دزد شدیم مهتاب برآمد.

 

اتا ماقع حالی بیه، هف تا لوه خالی بَیّه!

ترجمه فارسی : هنگامی پی برد که هفت تا دیگ خالی شد!

مفهوم کنایی : زمانی به خود آمدیم که کار از کار گذشته بود.

بیت متناسب :افسوس که ما پیر جهاندیده نبودیم   آن روز رسیدیم به هنگام جوانی

 

اتا لوِه ی دله چن تا کلّه جوش نخارنه!

ترجمه فارسی : در یک دیگ چندتا کله نمی پزد!

مفهوم کنایی : دیدگاه های گوناگون در یک جا به سازگاری و توافق نمی رسد

معادل فارسی: دو ریاست جو نگنجند در جهان- یک در و دو سر

 

اتا کل مِرغِنه بکرده بی زردی!

ترجمه فارسی : یک تخم کرده، بی زرده!

مفهوم کنایی : از انجام کامل یک کار هم برنیامد

معادل فارسی: تخم نکرد وقتی هم کرد تو کاهدان

 

اتا کرک، هفتا ورگ!

ترجمه فارسی : یک مرغ، هفتا گرگ!

مفهوم کنایی :  امکانات کم و خواسته ی زیاد

معادل فارسی: یک مویز و چهل قلندر. یک انگور و صد زنبور.  یک یوسف و صد خریدار

 

اتا کچه راغون دارنه، همه شو مهمون دارنه!

ترجمه فارسی : یک قاشق روغن دارد، همه شب مهمان دارد

مفهوم کنایی :  درآمد با هزینه اش برابر نیست. با همه ی تنگدستی دست و دل باز است

معادل فارسی: -

بیت متناسب : بر آن کدخدا، زار باید گریست   که دخلش بود نوزده و خرج،بیست

 

اتا زَنده دِتا حساب کنده!

ترجمه فارسی : یکی می زند، دوتا حساب میکند

مفهوم کنایی :  کلاش و حقه باز هستند

معادل فارسی: -

بیت متناسب : رو که تویی شیفته ی روزگار   زانکه یکی نکنی و گویی هزار

نظامی

 

اتا زنا هسته اتا مردی، اتا پلا خارنه اتا رندی

ترجمه فارسی : یکی زن است و یکی مرد، یکی پلو می خورد یکی ته دیگ

مفهوم کنایی :کم خرج هستند

معادل فارسی: گنجشک روزی هستند- دست به دهن بودن

 

اتا دروگو، اتا پوندگر!

ترجمه فارسی : یکی دروغگو، یکی همدست

مفهوم کنایی :در پنهان باهم همدستی دارند

معادل فارسی: یکی می بُرد، یکی می دوزد-

بیت متناسب : کوزه فروش و کوزه گر       هر دو نواخت یکدگر

اتا خرابه حمبوم و هفتا جِمه دار

ترجمه فارسی : یک حمام خرابه و هفت تا جامه دار

مفهوم کنایی :کاری کوچک، مسئولانی بسیار!

معادل فارسی: یک حمام و صد جامه دار- یک قاب و صد بشقاب- یک کاسه کاچی صد سرناچی

 

اتا چو ونه سر در، اتا چو سگ سر

ترجمه فارسی : چوبی بر سر او، چوبی دیگر بر سر سگ است

مفهوم کنایی : زندگی سخت و دشواری دارد؛ همسری بدخلق دارد

بیت متناسب : بس که این زندگی سخت مرا داد عذاب       به خدای اجل از حسرت مردن مردم

اتا جیف راس و اتا جیف درو

ترجمه فارسی : یک جیبش راست و یک جیبش دروغ است

مفهوم کنایی : راست و دروغ را بهم می بافد تا به هدفش برسد

معادل فارسی: یک دست خیر است و یک دست شر

بیت متناسب : یک پای در خرابات پای دگر به مسجد       یک دست رهن ساغر یک دست در دعایم

کلیم

اتا بی نمازسه مسجد در نوندنه

ترجمه فارسی : برای یک آدم بی نماز در مسجد را نمی بندند

مفهوم کنایی : خواست یک نفر را بر خواست جمع ترجیح نمی دهند

معادل فارسی: برای خری لنگ کاروان بار نیفکند- لحاف را برای خاطر شپشی به دور نیفکنند

 

اتا بنوم وونه، اتا دنّون

ترجمه فارسی : یکی بدنام می شود، یکی دندان ( چیزی گیرش می آید )

مفهوم کنایی : به نام کسی و به سود کسی دیگر. از موقعیت پیش آمده سود می برد

معادل فارسی: به نام ما و به کام دیگران- به اسم بچه مادر می خورد قندو کلوچه

بیت متناسب : معشوقه به نام من و کام دگران است       چون غره شوال که عید رمضان است

 

اتا بز کمتر، اتا هخ کمتر

ترجمه فارسی : یک بز کمتر، یک هخ ( هی هی ) کمتر

مفهوم کنایی : هر چیز زیاد ( به ویژه بچه ی زیاد ) دردسر می آفریند

معادل فارسی: هرچه بز کم اخ اخ کم- هر که یک مرغ کمتر دارد، یک کیش پیش است

اتا بار گاز، اتا بار ناز

ترجمه فارسی : یکبار گاز یکبار ناز

مفهوم کنایی : هر برخوردی باید به موقع باشد ( بیشتر ناظر به برخورد مرد و زن است )

 

اتا اسپیچ وسه لحاف ر تش دنه

ترجمه فارسی : برای یک شپش لحاف را به آتش می کشد

مفهوم کنایی : نادانِ سودجو و بی رحم است

معادل فارسی: برای یک دستمال قیصریه را آتش می زند- به خاطر یک شپش پوستین را آتش می زند


طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:45 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

.

اسب توره مَر بیه!

ترجمه فارسی : مار توبره اسب شد!

مفهوم کنایی :باعث شر و دردسر شده است

معادل فارسی: موی بینی کسی شدن

اسب به اسب بیه، لنگ خر هم مس بیه!

 

ترجمه فارسی : اسب به اسب شد، خر لنگ هم مست شد!

 

مفهوم کنایی :آشفته بازار است و مدعی

معادل فارسی: خر توو خر و شیر تو شیر

اسب بار کجه، باربن کشی ر قایم کنده

 

ترجمه فارسی : بار اسب کج است، بار بند را محکم می کند

مفهوم کنایی :به جای علت به معلول می پردازد

اسا لسک هم شاخدار بیه!

 

ترجمه فارسی : اکنون حلزون هم جزو شاخدار ها شده است!

 

مفهوم کنایی :خود را داخل آدم می داند

 

اسا که هر انه، پر انه!

ترجمه فارسی : حالا که رو می کند، خوب رو می کند!

 

اسا که کار به لاک برسیه، بی لاک سما کمبی!

ترجمه فارسی : حال که کار به لاوک رسید، بی لاوک می رقصیم!

مفهوم کنایی :به چیز اندک بسنده کن.معادل فارسی: به کم از قدر خود مشو راضی.

اسا که دنه، زمبیل زمبیل جر دنه!

 

ترجمه فارسی : حالا که (خدا) می دهد، زنبیل زنبیل می فرستد!

 

مفهوم کنایی :خوشبختی که رو کرد، پشت سر هم می آید.

معادل فارسی: وقتی که راست آید از چپ و راست آید.

اسا دیگه ونه عصا ولگ هاکرده!

ترجمه فارسی :اکنون دیگر عصایش برگ رویید!

اسا خر بیار، نپجا باکله بار هاکن!

ترجمه فارسی : حالا خربیار، باقلای دیر پز بار کن!

مفهوم کنایی :گرفتاری تازه ای بر گرفتاریهای پیشین افزوده شد.

اسا ریش داشتمه یا نا؟!

ترجمه فارسی : حالا ریش داشتم یل نه؟!

مفهوم کنایی :حق به جانب من بود.

اسا دیَر ته ماش و مجی بپته!

 

ترجمه فارسی : اکنون دیگر ماش و عدس تو پخت!

 

مفهوم کنایی :در کارت گشایشی شده است. به سامان رسیده ای

معادل فارسی: پخته شد نان جهانداری تو. «ظهیر»

از هول هن دکته هلوم!

ترجمه فارسی : از ترس خندق به پرتگاه افتاد!

از این تن تر، کله کفنه!

 

ترجمه فارسی : از این نزدیکتر در اجاق می افتد!

مفهوم کنایی : از خویشاوندان بسیار نزدیک است.

ازال ر ورزا شونه،منگو هن وهن کانده

ترجمه فارسی : گاونر شخم میزند،گاو ماده هن هن می کند!

مفهوم کنایی : یکی کار می کند،دیگری اظهار حستگی می کند.

 

از آلم تا کالم بسوزه، ونه ات دسته کمل نسوزه!

ترجمه فارسی : از کولش تا زمین کاله بسوزد، یک دسته کاه او نسووزد!مفهوم کنایی : فقط به سود خود می اندیشد، بی خیال و بی درد است!معادل فارسی: دیگ من بجوشد دیگ همسایه سنگ بجوشداگر چراغ بمیرد، صبا چه غم دارد             وگر بسوزد کتان چه غم خورد مهتاب

«اره» سیله «نا » پاک!

ترجمه فارسی : «آری» گفتن ناپاک است، « نه» گفتن، پاک!

مفهوم کنایی : به نسبت توانایی باید تعهد پذیرفت.

معادل فارسی: از تو پرسم غمم خوری گو نه      یک نه و صد هزا آسانی      (عمادی شهریاری)

 

ارسیو شونی چله ندار، ویشه  شونی وچه ندار!

ترجمه فارسی : به آسیاب که می روی بار اندک همراه بار نبر، به بیشه که می روی بچه به همراه خودنبر!

مفهوم کنایی : از کارهای دست وپاگیر بپرهیز

معادل فارسی: سبکبار مردم سبکروترند. (سعدی)

 

ارزا پسر، زن پسره

ترجمه فارسی : پسر سر پیری، فرزند ناتنی است!

مفهوم کنایی : بچه سر پیری در خانواده، آن جنان به کار پدر نمی آید

 

ارسیو خوار کرنیه، دوله خراب بکرده!

ترجمه فارسی : آسیاب را درست نکرده، مخزن گندم آسیاب را خراب کرد!

مفهوم کنایی : سود نرساند، زیان رساند

 

ارث خرس برسیه به کفتال!

ترجمه فارسی : ارث خرس به کفتار رسید!

مفهوم کنایی : این خصلت بد، به او ارث رسیده است.

معادل فارسی: شتربان درود آنچه خر بنده کشت- میراث خرس مرده به کفتار می رسد؟!

بیت متناسب :پسر کو ندارد نشان از پدر  تو بیگانه خوانش نخوانش پسر  (فردوسی)

 

ارباب آدِم رِ غش اورنه/ کنده، فقیر آدم رِ تش!

ترجمه فارسی : در برابر آدمهای دارا کرنش می کند، به آدم های نادار پرخاش می کند!

مفهوم کنایی : متملق و در خدمت صاحبان قدرت است

بیت متناسب :همچو فرعونی تو کور و کور دل   با عدو خوش بی گناهان را مذل  (مولوی)

 

ادعای خرگیری کنده، جو بخردن بَلِد نیه!

ترجمه فارسی : ادعای خر بودن می کند، جو خوردن نمی داند!

مفهوم کنایی : گفتار و کردارش یکی نیست. آدمی مدعی اما ناتوان است.

معادل فارسی: به عمل کار برآید به سخندانی نیست- تو که جو نمی توانی بخوری چرا ادعای خریت می کنی؟!

اخته کوردی میستِ آخر، چیه!

ترجمه فارسی : اخته کردی مشت زدن برای چیست؟!

مفهوم کنایی : پس از این همه بدی دیگر زخم زبان نزن

بیت متناسب :نزنی تا به پای خود تیشه   خیز و زخم زبان مکن پیشه  (نثاری)

 

اَت دفه دَمه، اَت دفه لَمه!

ترجمه فارسی : یک بار ( بی پوشش ) در برابر بوران، یک بار با پوشش نمد!

مفهوم کنایی : یک بار در سختی یک بار در ناز و نعمت

بیت متناسب :چنین است رسم سرانی درشت   گهی پشت به زین گهی زین به پشت  (فردوسی)




طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:44 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

استکان ر بشتنه نالبکی دله،چمر کنده!

 

ترجمه فارسی :استکان را که درون نعلبکی بگذارند، شدا می کند

مفهوم کنایی :هرگاه حادثه رخ دهد صدایش در می آید.

معادل فارسی: ماه پشت ابر نمی ماند

اسرم علم بیه

ترجمه فارسی :عَلم اسرم شده

مفهوم کنایی :در جایی بیهوده ایستاده، باعث آزار است

 

استراباد نماز مه تک ر دوسه

 

ترجمه فارسی : نماز استراباد دهنم را بسته است

 

مفهوم کنایی :تعهد و رو دربایستی یا عوامل بازدارنده دیگرما را از این کار باز می دارد

معادل فارسی: خون دل می خورد آن کس که حیایی دارد

اسپی ر وکا دارنه ،سرخی ر چنگال

 

ترجمه فارسی : سفیدی را حواصیل دارد، سرخی را چغندر

مفهوم کنایی :به ظاهر کس بسنده نکن

معادل فارسی: نه هرکه به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست

اسپیج ور اشکم بزا!

ترجمه فارسی : شپش، شکمش را درید

مفهوم کنایی :آدمی بی چیزاست.

اسپه سووال منگوئه!

ترجمه فارسی : گاو ماده پیشانی سفید است

مفهوم کنایی :انگشت نما استم

عادل فارسی: گاو پیشانی سفید است

اسپه چش

ترجمه فارسی : چش سفید‍!

مفهوم کنایی: دریده و بی حیا

اسپه آش سر،مرغانه نیمرو نیل

ترجمه فارسی : بر آش سفید، نیمرو نگذار

مفهوم کنایی: وصله ناجورند با هم تناسب ندارند

معادل فارسی: کوشش بی فایده است،ووسمه بذ ابروی کور

 

اسب هاکردن، خربخردن!

ترجمه فارسی : کار کردن اسب و خوردن خر!

مفهوم کنایی برخی تلاش می کنند، برخی می آسایند

 

معادل فارسی: جان کندن لقمان، خوردن مغول

 

اسب مافوری خوانه، زن کتک!

 

ترجمه فارسی : اسب پوزه بند می خواهد، زن کتک!

 

مفهوم کنایی :برای پیشبرد هر کاری روشی ویژه لازم است!

معادل فارسی:که از بند گیرد بد اندیش پند!

اسب که ته نیه، پالون ام که ته دوش ر نزنده!

 

ترجمه فارسی : اسب که از آن تو نیست، پالان هم که شانه ات را زخم نمی کند!

 

مفهوم کنایی :نسبت به مال دیگران احساس مسولیت نمی کند!

معادل فارسی: مال مفت و دل بی رحم!

اسب نخری، پالون بخریه!

ترجمه فارسی : اسب نخریده،پالون خرید!

مفهوم کنایی :نخست به اصل، سپس به لوازم آن بپرداز!

معادل فارسی:اول چاه بکن بعد منار بدزد!

اسب ر هدا خر هایته، از خشالی پر هایته!

ترجمه فارسی : اسب را داده، خر گرفت از خوشحالی پر گرفت!

 

مفهوم کنایی :در دادوستد زیان دیده اما غافل است.

معادل فارسی: سگ داده و سگ توله گرفته است.

اسب سربار کشنه، مرد ر غیرت

ترجمه فارسی : اسب را سربار می کشد، مرد را غیرت!

مفهوم کنایی :انجام وظیفه و به جا آوردن تعهد، سنگین است.

اسب ر گم بکرده، نال دنبال گردنه!

ترجمه فارسی : اسب را گم کرده، به دنبال نعل می گردد

 

مفهوم کنایی :اصل را از دست داده، به دنبال فرع می گردد

.معادل فارسی: تبر را گم کرده، پی سوزن می گردد.

اسب ر اسب راه بور، گو ر گوی راه!

ترجمه فارسی : اسب را به روش اسب و گاو را به روش گاو راه ببر!

مفهوم کنایی :هر کس با زبان او و به نسبت وضعیت و فهمش برخورد کرد.

اسب خش ذات شه جو رِ شه زیاد کنده!

ترجمه فارسی : اسب خوش ذات جو خود را، خودش زیاد می کند!

 

مفهوم کنایی :صداقت و تلاش باعث ترقی است.

معادل فارسی: تا دانه نیفکنی، نروید

اسب ر اسب جا دوند،گو ر گوی جا!

 

ترجمه فارسی : اسب را جای اسب، گاو را جای گاوببند

مفهوم کنایی :بر پایه قاعده عمل کن و هر چیز را به جایش بگذار

اسب چار تا اینگ دارنه، سم کتندنه!

ترجمه فارسی : اسب چهار پا دارد، سم می کوبد

مفهوم کنایی :گاهی از انسان خطا سر میزند

معادل فارسی: انسان جایز الخطاست



طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:44 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]

اگه خی بخوره شوونه ورگ پیشواز!

 

ترجمه فارسی : اگر خوک بخورد به پیشباز گرگ می رود!

 

مفهوم کنایی :غذایی بد و نا مطبوع است

معادل فارسی: سگ بخورد پیشواز گرگ می رود

اگه ته چکال جوزی من ول سر چاقومه!

 

ترجمه فارسی : اگر تو گردوی سفت هستی من چاقوی نوک کج هستم

 

مفهوم کنایی :از تو کمتر نیستم تسلیم تو نمی شوم

معادل فارسی: اگر تو نیم منی من هم یک من هستم

اگه پول داری سبیل سر نقره نفار سازنی!

 

ترجمه فارسی : اگر پول داشته باشی بالای سبیل تالار نقره ای می سازی

 

مفهوم کنایی :پول مشکل گشاست

معادل فارسی: زر بر سر فولاد نهی نرم شود

اگه ته بینج گری مه دایی کلا ته کیله!

ترجمه فارسی : اگر تو برنجکاری کلاه دایی ام پیمانه تو

مفهوم کنایی :تو اهل کار نیستی بهانه می آوری

معادل فارسی: اگر یار اهل است کار سهل است

 

اگه این چش اون چش ر بدرد بخرد بو میونه ونی دنی بیه!

 

ترجمه فارسی : اگر این چشم به کار آن چشم می آمد در میان آنها بینی نبود

 

مفهوم کنایی :هر کسی باید به خود متکی باشد دیگری به کار آدم نمی آید

معادل فارسی: بار خود بر کس منه بر خویش نه

اگه اما ر تش ندنی امه کلاتی ر نشکن!

 

ترجمه فارسی : اگر به ما آتش نمی دهی ظرف آتش ما را نشکن!

 

مفهوم کنایی :اگر به سود نمی رسانی زیان نرسان

معادل فارسی: اگر آشت ندهند ظرفت را نمی شکنند

اگه اقبال داشتیبوییم گهره کتمی مردمی!

 

ترجمه فارسی : اگر بخت با ما یار بود در گهواره می مردیم!

مفهوم کنایی :زمانه با ما سازگاری ندارد

افتو ور زنگه!

 

ترجمه فارسی : افتو ور زنگ است

مفهوم کنایی :همیشه خود را مطرح می کند

افتاب کم ور در بیمو!

 

ترجمه فارسی : آفتاب از کدام سو سر زد

 

مفهوم کنایی :چه دیر از ما یاد کردی

معادل فارسی: عجب عجب که تورا یاد دوستان آمد.

افتا افتا کاردن

 

ترجمه فارسی : آفتاب آفتاب کردن

مفهوم کنایی :خود را به نمایش گذاشتن ،خودی نشان دادن

اشگر فدای کپر!

 

ترجمه فارسی : سر شاخه های نرم فدای کنده های قطور زیرین

مفهوم کنایی :فقیران و زیردستان فدای زورمندان

اشکم که مشته وقت گپ و گشته!

 

ترجمه فارسی : شکم که سیر است هنگام گشت و گذار است!

 

مفهوم کنایی :خوش گفتن و گشت و گذار با سیری و بی نیازی میسر می شود

معادل فارسی: شکم که سیره غمها به زیره

اش  واری تا (ب) نیارده نخرنه!

 

ترجمه فارسی : مثل خرس تا فاسد نکند نمی خورد

 

مفهوم کنایی :بخیل است و دست دهنده ندارد

معادل فارسی: نه خود خورد نه کس دهد گنده کند به سگ دهد

اشکم قری تا سی سال است!

 

ترجمه فارسی : شکم قهری تا سی سال است

 

مفهوم کنایی :برخی به مهمانی و شکم پرستی بسیار اهمیت می دهند

معادل فارسی: کینه شکم تا چهل است

اشکم زیر دسه هر چی دکنی مسه!

 

ترجمه فارسی : شکم زیر دست است، هر چه بدهی مست است

مفهوم کنایی :آزاده باش و به سفره های رنگین و امور دنیایی اعتنا نکن

اشکاری گوکی نرور ونه مار الایده بارنه!

 

ترجمه فارسی : گوزن نر را، مادرش دگر گونه می پرورد

مفهوم کنایی :شخصیت های انسانهای برجسته به گونه ای ویژه شکل می گیرد

اشکار بکوشتن

ترجمه فارسی : شکار را کشتن

مفهوم کنایی :به موقع کاری را انجام دادن

اشش به چشه لذت به دندون

 

ترجمه فارسی : دیدار به چش است لذت به دندان

 

مفهوم کنایی :هر چیزی خاصیت و کاربردی ویژه دارد

معادل فارسی: کاری که چشم می کند ابرو نمی کند.

اشکار ر بزویی کله ونگ هاده

 

ترجمه فارسی : هرگاه شکار را از پا انداختی گلبانگ پیروزی سرده

 

مفهوم کنایی :شتاب نکن

معادل فارسی: نمرده عزا نگیرند.

اش ر کشنه پلنگ ر ورنه دار!

 

ترجمه فارسی : خرس را میکشد پلنگ را بالای درخت می برد

 

مفهوم کنایی :کاری از او برنمی آید

معادل فارسی: خالی بند است

اسیوی ور تک تک زن!

ترجمه فارسی : تک تک زن کنار آسیاب

مفهوم کنایی :آ دم بیکار

اسیو شومبه ونگ و وله بار چنده؟ نیم کله

 

ترجمه فارسی : به آسیاب می روم با سرو صدا بار چقدر است؟ نیم پیمانه

 

مفهوم کنایی هیاهوی زیاد برای کاری کوچک

معادل فارسی: یک قاب و صد بشقاب

اسیو بوردن جه، سنگ آرد نوونه!

ترجمه فارسی :اگر سنگ را به آسیاب ببری، آرد نمی شود

مفهوم کنایی :آدم بد نهاد عوض نمشود

معادل فارسی: نرود میخ آهنین بر سنگ



طبقه بندی: مجموعه ضرب المثل مازندرانی،
[ 1391/04/15 ] [ 09:44 ] [ مهدی درخشانی منصورکوهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

مهدی درخشانی منصورکوهی - ساکن شهرستان نکا - استان مازندران
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

امارگیر حرفه ای سایت